شباهتهای ذاتی فضای شهری، با فضای مجازی به قدری زیاد است که اسامی نهاده شده بر عناصر فضای مجازی در ابتدای امر همان اسامی فضای شهری گذاشته شده است، به طور مثال کلمهی Forum که به انجمنهای مجازی در وب اطلاق میشود برگرفته از میادین یونانی است که مردم و فلاسفه در آن گرد هم میآمدند تا سخن بگویند، اقدام به تضارب آرا کنند و تشریک مساعی انجام دهند. پس دور نخواهد بود اگر بگوییم بر عکس این امر، یعنی تأثیر فضای مجازی بر فضای شهری نیز ممکن است. همانگونه که واقع به مجاز شکل داده است، مجاز نیز بر واقع میتواند تاثیرگذار باشد و حتی آن را شکل بدهد[1] بر همین اساس، تشبیه این که شهروندان در نقش کاربر نیز میتوانند اطلاق شوند و به آنها شهروند/کاربر نیز بگوییم دور نیست. و این شهروندان عملاً میتوانند در شهر به واسطه فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، تغییر ایجاد کنند، و با ایراد و انتشار نظرات خود، باعث تغییر در شهر شوند، شهروند/کاربران میتوانند در نقش هکرهای کلاهسفید[2] به بهپویی و بهسازی شهر اقدام کنند حتی اگر خودشان از دخالت غیرمستقیمشان نیز بیخبر باشند! اما مدیریت شهری میتواند از این پتانسیل موجود بین شهروند، فضای مجازی و فضای شهری از طریق یک واسطه نرمافزاری بهرهگیرد و اقدام به بهپویی شهر کند. اما اینجا چرا از کلمهی «بهپویی» استفاده میشود؟ این به این خاطر است که بهبود سیستم یا همان شهر فقط و فقط بهسازی فیزیکی شهر نخواهد بود بلکه این روند میتواند به پویایی کل سیستم کمک نماید و سیستم/شهر را از طریق پویش شهروند/کاربران بهتر سازد. پس این روند نه تنها بستر ظاهری و فیزیکی شهر را میتواند تغییر دهد بلکه میتواند روح شهر را دچار تغییر و تحول کند چنان که در ادامه به توضیح بیشتر پرداخته خواهد شد.
در مبحث معماری اطلاعات، در ساخت فضای مجازی، کنترل اهمیت بسیار دارد، چه کسی کنترل تغییرات را در دست میگیرد و چه کسی سیاستهای کلی را برای طرحریزی و کنترل تغییر مدیریت میکند؟ اریک ریموند Eric Reymond کنترل خصوصی یا مدیریت عمومی سیستمهای عملیاتی که به صورت جهانی مورد استفاده هستند، را در مقالهاش به صورت مقایسهی کلیسای جامع و بازار بیان میکند”او بر خلاف عدهای که کلیسای جامع را محصول نسلهای متوالی سازندههای بینام و نشان میدانند، کلیسای جامع را سمبل یک قدرت تمرکز یافته میداند که با تحمیل استانداردی واحد به همه سود میرساند. او میگوید در ابتدا به الگوی کلیسای جامع اعتقاد داشت. با شروع یک پروژه بر اساس فنآوری لینوکس[Linux] و منبع باز[Open Source] که Fetchmail نام داشت و برخلاف تمام انتظارات با موفقیت پیش رفت نظر او را تغییر داد”.(صدر، ۱۳۸۲: ۱۰۲) در واقع ما به ازای کلیسای جامع در طرحریزی در معماری و طراحی شهری را میتوان شهرداریها در نظر گرفته که با ابلاغ قوانین و استانداردهای واحد در نظمدهی شهر و ساخت آن تأثیرگذار اصلی هستند اما الگوی بازار که انتظارات را تغییر داده است در واقع همان هکرها و برنامهنویسانی هستند که از همهجا شروع به استفاده از این الگو و اشکالزدایی از آن کردند، “جامعهی لینوکس شبیه یک بازار وسیع و شلوغ متشکل از دستور کارهای مختلف است که بوسیله آنها یک سیستم پایدار و منسجم به زیبایی نمایانگر میشود. همه شبکهها هوشمند و با هدف اتصال هر چه بیشتر طراحی میشوند اما آن شبکههاییی که توسط کاربران خود تکامل مییابند یک مرحلهی انقلابی جدید در طراحی محیط مجازی را مطرح مینمایند.”(همان)، شهروند/کاربران نیز با گسترش شبکههای اجتماعی با تولید دادههای داوطلبانه و غیرداوطلبانه در حال تغییر هویت از فقط «شهروند/کاربر» بودن به «هکر کلاهسفید» و «برنامهنویس»، اما برای بهبود شهر تبدیل گردند، هر شهروند/کاربر با تولید محتوا در شبکههای اجتماعی مجازی چه داوطلبانه و چه بدون مقصود میتواند سهمی در تغییر و بهبود شهر داشته باشد. امروزه برنامههایی همچون «پیاده Peeyadeh» سعی در گردآوری دادههای داوطلبانه در مورد شهر و بهپویی در مورد آن و اشتراک تجربیات شهروندان در شهر در ایران هستند و از این طریق جوامع و اقشار مختلف را حتی در کنار هم دیگر گرد میآورند و در شبکههایی همانند توئیتر، فیسبوک، اینستاگرام و تلگرام، دادهها و تولید محتوا در مورد شهر به صورت پراکنده و غیرداوطلبانه در شبکه پخش هستند که میتوان با عمل دادهکاوی که یکی از مباحث اصلی این پژوهش نیز هست آنها را گردآوری و تحلیل نمود و از آنها به عنوان تحلیلگر مسائل شهر که به صورت غیر داوطلبانه تولید شده اند -البته با حفظ رعایت حریم خصوصی افراد و پروتوکلهای حفاظت دادههای آنان که در هر شبکه مخصوص به خود موجود است و آنان نیز این موارد را پذیرفتهاند- استفاده کرد و از هر شهروند/کاربری که اجازهی استفاده از دادهی تولید شدهی خود را به شبکهای که در آن فعالیت میکند داده باشد، میتوان یک هکر کلاهسفید و یک برنامهنویس منبع باز ساخت که در الگوی بازار به همراه الگوی کلیسای جامع و همکاری با آن در ساخت شهر نقش فعال دارد و بدین طریق رابطهی شهرداری و شهروند را برای بهپویی شهر بهبود بخشید.[3]
اما این واسطهی بین شهروند/کاربر و شهرداری به عنوان مدیری که اجازهی دخل و تصرف در کالبد شهر را دارد، لایهی جدیدی از بیان درک شهر توسط کاربران است که میتوان از آن به «سیمای مجازی شهر» یاد کرد، یعنی شهروند/کاربر تمامی آنچه را که در ذهن خود به عنوان شهر میشناسد را به در ذهن خود دارد و در رفتارها و کردارش در شهر به مدد آن تصویر در حال کنش و واکنش هستند، اما اکنون در زمان حاضر او میتواند آنچه را که از شهر میگیرد، و او را به واکنش وادار میسازد و حتی کنشهایش که در ظرف کالبد شهر رخ میدهند را در فضای مجازی بازتاب دهد و سیمای مجازی شهر را تولید کند. و آنگاه آن بازتاب، مورد بهرهبرداری مدیران شهری برای بهپویی شهر قرار گیرد.
[1] ر.ک به مقاله نقش و تأثیر فضاهای اجتماعی مجازی بر تغییر فضاهای شهری نمونهی موردی تهران، نگارنده
[2] هکرهایی که نقش آنها بهبود سیستم هدف و جلوگیری از نفوذ و بالا بردن امنیت سیستم است.
[3](بخشی از متن پایاننامهی: بازتولید سیمای مجازی شهر بر مبنای بازتعریف عناصر کالبدی آن| سینا کسروی)
منبع:صدر، عدالت، (۱۳۸۲)، “معماری اطلاعات”، محلهی معمار، ش ۲۱
دانشآموختهی طراحی شهری از دانشگاه معماری و هنر پارس




