«همه چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است.» با پذیرفتن این جمله، خیلی راحتتر با بسیاری از مسائل روزمرهام روبرو شدم. تعداد خفقانآوری ایمیل که هرروز از pinterest و Archdaily و Evand و… هزار موسسه و نشریهٔ مجازی هرروز به من سرازیر میشد، در کنار هزار کتاب الکترونیک و فضاهایی چون تلگرام و اینستاگرام، به شکلی خفقانآور مرا احاطه کرده بود و سرانجام با جادوی همان جمله بود که حالم بهتر شد: «همهچیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است». دیگر چک کردن این همه ایمیل و پیام و… را نه به چشم اضافهبار و دردسر مضاعف، که به چشم زندگی روزمره میبینم… یا حداقل سعی میکنم ببینم!
«همه چیزمان در حال هجرت از دنیای فیزیکی به دنیای مجازی است» منجمله معماری. خیلی جالب است که این روزها وقتی واژهٔ Architecture را سرچ میکنی، تعدادی از صفحات هم درمورد دانش کامپیوتر و «معماری ساختمان دادهها» خواهند بود. اگر تجربهی روزمره از فضای اتاقمان به فضای مجازی و پیجهای آن هجرت میکند، پس عجیب نیست اگر معماری هم از فضای آشنای معماری فیزیکی به معماری فضای مجازی هجرت کند (VR پیشکش!). آیا ما معماران برای تجربهٔ باشندگان در فضای مجازی تدابیری اندیشیدهایم؟؟
تجربهٔ فضا در دنیای مجازی چیست؟ فقط جلوههای بصری؟ رنگ و شکل؟ عناصر بصری یک وجه از این معماری مجازی است، ولی همچون معماری فیزیکی خودمان، این فضا هم با هزار مسالهٔ دیگر مواجه است. مسائلی که برای حل شدن، راه حل معمارانه میطلبند. نحوهی دسترسی به دادهها، چگونه آنها را کنار هم ببینیم؟ چطور بتوانیم با فراغ بال بیشتری در آن سیر کنیم؟ چالش انسان در عصر جادویی آینده، مدیریت پنجرههای سایتها و اپلیکیشنهایی است که مجبور است باز نگه دارد و همزمان با آنها کار کند، نه انتخاب مکان مبل و پنجره! وقتی برای کارهای تجاری، پژوهشی و حتی روزمرهمان، مجبوریم همزمان ۱۰ تا سایت و اپلیکیشن را باز کنیم، چه کسی باید بتواند این مدل ناکارآمد را مدیریت کند؟
جسارتا عرض کنم: دانشجویان مطالعات معماری «بالقوه» یک پله از بقیهی معماران جلوترند… تأکید میکنم: بالقوه!! هنوز نشانههای زیادی از بالفعل شدنش نمیبینم؛ ولی میبینم که هرروز بسیاری از آنان از ابزارهای معماری این جهان جدید استفاده میکنند. دانشجویان فعال این رشته، هر روز در حال سر و کله زدن با کوه دادههای معمارانه هستند و در تلاشاند تا از این کوهها، ساختمانهای دانش معنادار بسازند. شناختن این «روش»های تبدیل داده به ساختمان دانش، دست کمی از معماری به روش فیزیکی خودمان ندارد. دیگر علاوه بر اتاق خواب و پذیرایی، برای ارتباطات دادهها و مدلهای مجازیمان هم باید دیاگرام ارتباطات بسازیم تا در آنها گم نشویم.
اگر همهمان بپذیریم که جهان مجازی، باری مضاعف و طاقتفرسا بر جهان امور فیزیکیمان نیست، بلکه آیندهٔ آن است و باید برای درک بهترش در آن شیرجه بزنیم، احتمالا زودتر خصوصیات این فضا را میفهمیم: کاستیها و نیازهایش، و ابزارهای بهینهسازی و خلق «شادمانی» در آن. و زودتر میتوانیم فضای آیندهمان را از وضعیت کنونیاش نجات دهیم: مجمعالجزایری نامرتبط و صعبالعبور که باید معماری و شهرسازی بر آن اعمال شود تا محیطی ایدهآل برای زیست گردد.
میدانم که وحشت از امور جدید همیشه هست، و هنوز فضای مجازی چنانچه گفتم مجمعالجزایری صعبالعبور است که فقط برای کاوش معادن و یا تفریحات آخر هفته از آن استفاده میکنیم. ولی برادران و خواهران معمارم! چه بخواهید و چه نخواهید، معماری صبر نخواهد کرد! معماری به سوی فضاهای جادویی درون قاب گوشیها میرود و قبل از آنکه بفهمید ممکن است دور انداخته شوید! باید بجنبید…
دانشآموخته دکتری معماری دانشگاه علم و صنعت
- 7 فروردین 1401
- 12 مرداد 1398
- 12 دی 1397







