با خواندن متن آقای مرادیان به فکر فرو رفتم. پورسینای بیچاره! آنچه به نظرم آمد، تعریف متفاوتی از این خیابان بود. با توجه به تجربیاتمان، تعاریف فضایی دگرگونهای را میتوانیم از فضاها داشته باشیم. به عقیدهٔ من، همین دور بودن از همهمهٔ اتفاقات سالهای انقلاب، سرزمین قدس و اتفاقات روز ۱۶ آذر باعث تمایز آن شده و آن را به فضایی آرام و دنج تبدیل کرده که میتوان به وقت فرار از شلوغیهای کلافه کننده در آن قدم گذاشت.
در هر کدام از خیابانهای ضلع جنوبی، شرقی و غربی دانشگاه، به وفور میتوان کافههایی را یافت که اکثر مواقع جای سوزن انداختن در آنها نیست. اما کافه کُراسه، تنها کافه موجود در این خیابان، ویژگیهایی را داراست که باعث تمایز آن میشود. این کافه حدوداً در میانۀ خیابان قرار گرفته است با حیاطی کوچک در جلوی خود.
کُراسه در فارسی باستان به معنای کتاب بوده، و ما در این فضا با کافه کتابی مواجه هستیم که تنها فضای جمعی خیابان حاشیهای دانشگاه تهران است؛ خیابانی که کمتر کسی مسیرش برای کافه رفتن به آن میافتد. شاید بتوان گفت بازدیدکنندگان آن از قبل با آن آشنایی دارند یا دربارهٔ آن شنیدهاند که برای دمی خلوت یا مطالعه و خرید کتاب آنجا را گزیدهاند.
دومین ویژگی آن، حیاط جلوی کافه کتاب است که شامل فضای نشستنِ کافه و آبراههای کاشی کاری شده در مسیر فضای داخلی و فضای سبز آن است. در مجموع فضایی آرام به وجود آمده است که فضاهای داخلی آن نیز از این ویژگی مستثنی نیست. آرامش فضاییای که کمتر در کافه های تاریک و کوچک امروزی میتوان آن را یافت. شاید هم این ویژگی کافه تحت تأثیر بستر آرام آن است.
از ویژگیهایی که در این کافه کتاب باعث جذب مشتری میشود، برخورد کتابفروش مجموعه است؛ کتابفروشی که در اکثر اوقات مشغول به مطالعه است. با توجه به اینکه قریب به اکثریت کتابهای مجموعه را مطالعه کرده، راهنمای خوبی در معرفی کتاب است.
در فضای پشتی قفسههای کتاب نیز فضای کافه قرار دارد که به صورت همزمان با کتابفروشی در حال زیستن است و محلی آرام برای دیدارها و همچنین مطالعهکنندگان را فراهم اورده است.
از طرفی همانگونه که مطلع هستیم، ورودی شمالی دانشگاه تهران در خیابان پورسینا به دانشکدهٔ پزشکی اختصاص دارد و ساختمانهای اطراف این خیابان متعلق به فضاهای اداری- تحقیقاتی دانشکدهٔ پزشکی و طبّ سنتی است. به دلیل همین تخصیص عملکردی، این خیابان به فضایی با حسّ و حال متفاوت تبدیل شده است.
در کل، خیابان پورسینا و کافه کُراسه ( به عنوان تنها فضای جمعی – فرهنگی در این خیابان ) مأمنی خلوت برای افرادی هستند که به قصد فرار از هیاهوی خیابانهای همجوار در آن قدم گذاشتهاند.
پژوهشگر دوره دکتری دانشگاه لافبورو انگلستان




