عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران

متروپولیس: معماریِ فریتز لانگ

اگر نوعی معماری وجود داشته باشد که رمزآلود، خیالی، فانتزی و انتزاعی باشد، لاجرم «معماری آینده» خواهد بود. معماری‌ای که ما تنها می‌توانیم آنرا در خیال خود بسازیم و تنها طرح‌هایی آرمانی از آن را بر روی کاغذ بکشیم، و نه بیشتر. چه بسا معماران آرمان‌گرایی که چنین کردند، و آینده را در طراحی‌های خیالی […]

معماری تهی از معنا؛ نقدی معمارانه بر فیلم فریدا

چه چیزی یک هنرمند را هنرمند می‌کند؟ آیا ممکن است فکر کنیم که یک فرد در یک محیط ایزوله هنرمند می‌شود؟ اگر فریدا در ایران به دنیا آمده بود باز هم فریدا بود؟ نمی‌توان منکر تاثیر محیط بر رشد یک هنرمند بود. تاثیری که فرهنگ و سنت بر یک هنرمند دارد تا پرورش یابد و […]

فقر بو می‌دهد؛ نقدی معمارانه بر فیلم انگل

پنجره‌ای که از کف خیابان نور می‌گیرد. جوراب‌هایی که از سقف آویزان شده‌اند و نور ضعیفی که از پنجره به داخل اتاق می‌آید آنها را خشک می‌کند. محله‌ای پلشت و نامرتب منظره‌ای است که از پنجره دیده می‌شود. پلاستیک‌های زباله، اینجا و آنجا قرار گرفته‌اند. ذهن‌ مخاطب با این صحنه برای شروع یک جنگ نابرابر […]