عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران

فضای وجودی در سینما و معماری

می‌خواهم این بحث را با یک سؤال اساسی آغاز کنم: «اگر فیلمی را ببینید که لوکیشن آن در‌ یک بیابان کاملاً دورافتاده است،‌ بدون هیچ‌گونه اثری از شهر یا معماری (مانند آنچه در فیلم گری اثر گاس ون سنت[1] مشاهده می‌کنیم)، می‌گویید این فیلم هیچ ربطی به معماری دارد؟» این سؤال را همین جا نگه […]

از سوررئالیسم فضا تا واقعیت خاطرات در هتل گرند بوداپست

عنصر اصلی فیلم هتل گرند بوداپست، خود بنا است. این فیلم روایت سرگذشتِ یک معماری است و داستان سربلندی‌ها، شکوهمندی و در نهایت تنهایی و انزوای آن را تعریف می‌کند. گرند بوداپست میراث معماری معاصر است. تاریخ ساختش مشخص نیست؛ اما از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۸۵ وقایع مختلفی را به‌خود دیده است. ساختمانی که روزی […]

نقدی معمارانه بر فیلم یک روز به‌خصوص

آدولف هیتلر، پیشوای آلمان نازی، در ماه می سال ۱۹۳۸ برای دومین بار به ایتالیا سفر می‌کند. در روز اول سفرش پس‌از دیدار با پادشاه و موسولینی، بنیان‌گذار فاشیسم در ایتالیا، از محله‌هایی دیدار می‌کند که هنوز هم آثاری از امپراتوری رم در خود دارند. یک روز به‌خصوص قرار است در روز دوم این سفر […]

هراس از نگاه خیرهٔ زنان

مروری بر انگاره‌های جنسیتی و فضایی در شهر زنان فدریکو فلینی دو مرد، یکی جا خوش کرده روی یک صندلی، خیره به پنجره‌هایی که هیچ رازی را از او پنهان نمی‌دارند، دیگری گرفتار هزارتویی بی‌پایان از رؤیاهایی که هیچ به واقعیت نمی‌مانند. دو مرد، دو پرسپکتیو، دو فضا، دو نگاه. مرد اول، شادمان و غره، […]

استاکر؛ معماری فرسودگی‌، خیال بدنمند

مقدمه و خلاصه‌ای از داستان بدون هیچ‌گونه اغراقی، می‌توان درمورد این فیلم چندین جلد کتاب نوشت. کافی است نام این فیلم را گوگل کنید تا با هزاران نقد از برترین منتقدان سینمایی گرفته تا افراد صرفاً سینمادوست مواجه شوید. متن‌هایی که فارغ از خوب یا بدبودنشان، از موضوعات روان‌کاوانه و فلسفی تا مباحث سیاسی و […]

مدرسۀ علوم و فنون جادوگری هاگوارتز؛ نقدی معمارانه بر فیلم‌های هری‌ پاتر

روزی روزگاری، قلعه‌ای بزرگ،‌ پشت جنگل‌های انبوه،‌ قدبرافراشته با عظمت و شکوه، با تاریخی به قدمت کهن‌ترین افسانه‌ها. درون آن سرسرایی بزرگ، میزهایی طویل برای چهار گروه چیده‌شده در نظام پلانیِ کشیده‌ٔ کلیساهای گوتیک، منتهی به محرابی که بزرگترین اثر هنری اهدایی به کلیسا در آن با مخاطبان نشسته بر روی نیمکت‌ها سخن می‌‌گوید، یعنی […]

معماریِ نه چندان آرمانی؛ نقدی معمارانه بر فیلم اهداکننده

فیلم‌های آرمانشهری، علمی-تخلیلی و هر اثری سینمایی که مربوط به آینده و ناکجا باشد، محمل مناسبی برای ایده‌پردازی مشاوران معماری آن پروژه سینمایی خواهد بود، تا بتوانند تصویری ملموس‌تر از فضای داستان را ارائه دهند. فیلم سینمایی اهداکننده (The Giver) از آن دست فیلم‌های پادآرمانشهری است که معماری در ساخت فضاهای آن نقش قابل توجهی […]

آسمان‌خراش؛ نقدی معمارانه بر فیلم آسمان‌خراش

شخصیت اول فیلم آسمان‌خراشْ[1] برجی یک‌کیلومترواندی بر فراز هنگ‌کنگ است که آتش زده می‌شود و یک مأمور بازنشسته جهت حفظ جان خانواده‌اش آن را مهار می‌کند. نام این برج خیالی، که آنقدر نقش خود را خوب بازی کرد که برای خیلی‌ها واقعی تصور شد، «مروارید»[2] است. ظاهرش هم تن تاب‌خورده‌ای با گویی شیشه‌ای در دهان […]

متروپولیس: معماریِ فریتز لانگ

اگر نوعی معماری وجود داشته باشد که رمزآلود، خیالی، فانتزی و انتزاعی باشد، لاجرم «معماری آینده» خواهد بود. معماری‌ای که ما تنها می‌توانیم آنرا در خیال خود بسازیم و تنها طرح‌هایی آرمانی از آن را بر روی کاغذ بکشیم، و نه بیشتر. چه بسا معماران آرمان‌گرایی که چنین کردند، و آینده را در طراحی‌های خیالی […]