عرصه‌ای آزاد برای اندیشیدن دربارهٔ معماری ایران

نقد

توهم دانشگاه: ملاحظه‌ای بر پیش‌فرض‌های متن پوررجبی دربارهٔ مفهوم دانشگاه

کسانی معتقدند دانشگاه باید در نسبت با تولید اقتصادی و کار حرفه‌ای تنظیم شود؛ عده‌ای بانگ برآورند که «دانشگاه محل نقد و آزاداندیشی است، اگر اینجا هم نتوان به آسودگی اندیشید، پس کجا؟» کسانی دیگر گفتند چرا دانشگاه حواسش به جریان‌های سیاسی-اجتماعی هم‌صنفانش نیست؟ باز عده‌ای بانگ برآوردند که «ماهیت آکادمیک دانشگاه محل اینطور دغدغه‌ها …

توهم دانشگاه: ملاحظه‌ای بر پیش‌فرض‌های متن پوررجبی دربارهٔ مفهوم دانشگاه ادامۀ مطلب »

کلی‌گویی در تاریخ معماری ایران و (و چراییِ آن)

چرا در پژوهش‌های معماری و شهرسازی ما، اینقدر آسان با استناد به یک شاهد یا یک متن، این همه احکام کلی به وجود می‌آید؟ * چند مسجد جامع چهارایوانی در اصفهان و نواحی اطرافش: «مساجد ایران چهارایوانی است» * تعاریف مقدسی یا اصطخری از اجزای شهر: «شهرهای ایرانی از کهندژ، شارستان و ربض تشکیل می‌شده‌اند» …

کلی‌گویی در تاریخ معماری ایران و (و چراییِ آن) ادامۀ مطلب »

کاشفانِ [نه چندان] فروتنِ بندر کنگ

?«توجه! توجه! ما محققین برجسته و زحمت‌کش، بندر ناشناخته و کاملاً گمنامِ کنگ را کشف کرده‌ایم و بدین‌وسیله از سایر محققینی که پس از کشف این بندر، قصد پژوهش درباره‌اش را دارند خواهشمندیم دست نگه دارند. پیشاپیش اعلام می‌کنیم که تمام محققین دانشگاهی که قصد تحقیق روی این بندر با ظرفیت‌های دانشگاهی را دارند لمپن …

کاشفانِ [نه چندان] فروتنِ بندر کنگ ادامۀ مطلب »

در جست‌وجوی قاتل بروسلی

1️⃣ روزی از زیر یکی از پل‌های تهران می‌گذشتم. روی پل آرم نهاد عمرانی خاصی، درشت زده شده بود. به دوستم گفتم: «این نهاد خاص که تقریباً هر پروژه‌ای از پالایشگاه تا این پل معمولی را تقبّل می‌کند و مالیات هم نمی‌دهد، چرا حداقل مُلزم به مهارت‌آموزیِ دانشجویان مهندسی نمی‌شود؟» دوستم یادآور شد که عملاً …

در جست‌وجوی قاتل بروسلی ادامۀ مطلب »

این‌قدر نکوب کوبه!

به نظر من همیشه صدایی پنهان در پس نوشته‌ها هست که حرفی جز حرف متن می‌زند. متن‌ها یک موضوع دارند، یک موضع دارند و یک مضمون. گاهی مضمون حکایت دیگری می‌کند، اینکه «اوضاع بد است اما درست می‌شود»، «تا بوده همین بوده و کاری هم نمی‌توان کرد»، «قدم اول خوبی برداشتیم»، «همه سروته یک کرباسید» …

این‌قدر نکوب کوبه! ادامۀ مطلب »

نظم سرمایه‌داری و وادادگی دانشگاهی (جستاری در باب تولید دانشگاه در ایران و پاسخی به شهاب‌الدین تصدیقی) (۲)

  تصدیقی در پاسخی که به نقد من بر «صومعهٔ مطالعات معماری ایران» نوشته، نکاتی را مطرح کرده که به گمان من بیش از همه ناشی از عجله است؛ عجله‌ای که در پاسخگویی به نقد من به خرج داده است و ای‌بسا اگر به منابعی که در پایان یادداشتم قید کرده بودم هم سری می‌زد …

نظم سرمایه‌داری و وادادگی دانشگاهی (جستاری در باب تولید دانشگاه در ایران و پاسخی به شهاب‌الدین تصدیقی) (۲) ادامۀ مطلب »

علیه سرنوشت‌باوری: نقدی بر متن «دولت، مادر دانشگاه (؟)»

شهاب‌الدین تصدیقی در نوشتۀ «دولت، مادر دانشگاه (؟)» دو گزارۀ مهم طرح کرده‌ است. در این یادداشت سعی می‌کنم با تحلیل این دو گزاره نشان دهم که سرنوشت‌باوری[1] حاکم بر نگاه او، اتفاقاً خودش بخشی از بحران است نه راه‌حل. ۱- تصدیقی ادعا می‌کند که آیندۀ دانشگاه را «پیش‌بینی» کرده است: «اگر اوضاع به همین …

علیه سرنوشت‌باوری: نقدی بر متن «دولت، مادر دانشگاه (؟)» ادامۀ مطلب »

صومعۀ مطالعات معماری ایران

به چه دلیل در دانشگاه تحصیل می‌کنیم؟ بسیاری بدون پرسیدن این سؤال از خود وارد دانشگاه می‌شوند، یا پاسخ‌هایی سرسری می‌دهند که تنها نقابی است بر این باور عمومی که «باید درس خواند!». خوشبخت کسی که حداقل رشتهٔ مورد علاقهٔ خود را برگزیند. احتمالاً قرار بوده دانشگاه محل تلاقی «اندیشه» و «تولید» باشد؛ تا مبنای …

صومعۀ مطالعات معماری ایران ادامۀ مطلب »