آسمانخراش؛ نقدی معمارانه بر فیلم آسمانخراش

شخصیت اول فیلم آسمانخراشْ[1] برجی یککیلومترواندی بر فراز هنگکنگ است که آتش زده میشود و یک مأمور بازنشسته جهت حفظ جان خانوادهاش آن را مهار میکند. نام این برج خیالی، که آنقدر نقش خود را خوب بازی کرد که برای خیلیها واقعی تصور شد، «مروارید»[2] است. ظاهرش هم تن تابخوردهای با گویی شیشهای در دهان […]
متروپولیس: معماریِ فریتز لانگ

اگر نوعی معماری وجود داشته باشد که رمزآلود، خیالی، فانتزی و انتزاعی باشد، لاجرم «معماری آینده» خواهد بود. معماریای که ما تنها میتوانیم آنرا در خیال خود بسازیم و تنها طرحهایی آرمانی از آن را بر روی کاغذ بکشیم، و نه بیشتر. چه بسا معماران آرمانگرایی که چنین کردند، و آینده را در طراحیهای خیالی […]
معماری تهی از معنا؛ نقدی معمارانه بر فیلم فریدا

چه چیزی یک هنرمند را هنرمند میکند؟ آیا ممکن است فکر کنیم که یک فرد در یک محیط ایزوله هنرمند میشود؟ اگر فریدا در ایران به دنیا آمده بود باز هم فریدا بود؟ نمیتوان منکر تاثیر محیط بر رشد یک هنرمند بود. تاثیری که فرهنگ و سنت بر یک هنرمند دارد تا پرورش یابد و […]
فقر بو میدهد؛ نقدی معمارانه بر فیلم انگل

پنجرهای که از کف خیابان نور میگیرد. جورابهایی که از سقف آویزان شدهاند و نور ضعیفی که از پنجره به داخل اتاق میآید آنها را خشک میکند. محلهای پلشت و نامرتب منظرهای است که از پنجره دیده میشود. پلاستیکهای زباله، اینجا و آنجا قرار گرفتهاند. ذهن مخاطب با این صحنه برای شروع یک جنگ نابرابر […]
پرونده: ملیگرایی و معماری

موضوع پروندۀ شمارۀ سوم کوبه «معماری و ملیگرایی» است. روی جلد این شماره تصویر تغییریافتهای از جلد مجلۀ ایرانشهر است؛ مجلهای که از سال ۱۳۰۱ تا سال ۱۳۰۶ در برلین چاپ میشد و میخواست «وسیلۀ جلوهگری تجلیات روح ایرانی در ساحت علم و ادب» باشد و «اسرار ترقی ملتهای اروپا را ایضاح و احتیاجات حقیقی […]
معمار، حافظ نظام موجود یا انقلابی و تحولخواه

این متن جستاری است که به نسبت فلسفی میان انقلاب و معماری میاندیشد. در واقع طرح مسئلهای کلی است که اهالی معماری، شهر و فلسفه را به نقد و تفکر دعوت میکند. متن میکوشد با مقابله با دوگانههای ثبات-تغییر، نظم-آشوب، امنیت-آزادی، جاودانگی-فناپذیری، ایده-عمل و بالأخره معماری-انقلاب این پرسش را مطرح کند که «امید به تغییر […]
انقلاب و فرم

لوکوربوزیه در بخشی شناختهشده از «به سوی معماری [نوین]» خطی مشخص بین معماری و انقلاب بهعنوان دو قطب متضاد حیات اجتماعی کشید. مقصود او نوعی محافظهکاری نسبت به محیط ساختهشده است که بر طبق آن معماری نقش پیشگیرانه در ناآرامیهای اجتماعی دارد. او بر این اعتقاد بود که «مسئلۀ ساخت ریشۀ بسیاری از انقلابهای اجتماعی […]
نگریستن به نقطۀ کور

نسبت انقلاب و معماری در ایران از برجسته ترین موضوعاتی است که گفتار معماران و دانشجویان معماری را می سازد.گاه در هییت نظریات مطنطن و گاه به شکل جملاتی سر دستی در مکالمات روزمره. درنگاه نخست این فصا متنوع و رنگارنگ جلوه می کند.اما اندکی مداقه نشان می دهد که منطق ویژه ای بر این […]