سفرنامه‌نویس‌های خارجی از ایران و ایرانی خوب نمی‌نویسند!؟

 

عنوان نوشته، پرسش برخی از دوستان جویای حقی است که این روزها گفته یا ادعای برخی استادانشان را هضم نکرده و از حقیر دربارهٔ کمّ‌و‌کیف قضیه پرسیده‌اند. حقیر نیز چون مطلب را خالی‌از‌فایده، برای عموم تازه‌وارد به عرصۀ مطالعات معماری ایران، ندیدم ذکر برخی نکات را به قدر فهم بر خود واجب شمردم:

اول نکته اینکه «خوب» یا «بد» در گزارش‌ها، چه سفرنامه‌های خارجی و چه منابع داخلی، یعنی چه؟ خوب یا بد آیا غیر از «گزارشِ صحیح» یا «گزارشِ غلط» است؟ همۀمان بعد از بازی‌های فوتبال تیم ملی دیده‌ایم که میهمانان چشم‌بادامی چطور محلِ تماشای خود و حتی بیشتر را از زباله پاک کرده‌اند و ایرانی‌ها… . حال اگر احیاناٌ یکی از آن چشم‌بادامی‌ها سفرنامه‌ای نوشت و از آن رفتار ایرانی‌ها در ورزشگاه نکوهش کرد، آن گزارش خوب است یا بد؟ مسلماٌ گزارش «گزارشِ صحیحی» است اما خبر «خبر ناامید کننده یا بد». بنابراین همواره «گزارشِ صحیح» مساوی با «خبر خوب» نیست که در عدم مشاهدهٔ آن برچسبِ «سفرنامه‌نویس‌های خارجی از ایران و ایرانی خوب نمی‌نویسند» را به گزارش‌ها زد.

مطلب بعدی ایکه به‌طورِ طبیعی «همواره از گذشتگان خود “خبر خوب” شنیدن» میلِ هر فرد است که در ایرانی این میل به‌طور افراطی نهادینه شده است. شواهد تاریخی بسیاری نیز بر این مدعا وجود دارد که در اینجا به یک شاهد اکتفا می‌کنیم:
«آن‌ها (ایرانیها) توقع داشتند که من فقط دربارۀ ایران حرف بزنم و از همه جا و همه چیزِ آن به خوبی و نیکی یاد کنم و به‌همین‌ترتیب هم یادداشت بردارم و بنویسم.» (برد،۱۳۷۶، ۱۴۹)
«تعریف و تمجید و توصیفِ همه چیز، که میان مردم مشرق متداول شده، پدیدۀ تخیّل و تصوارتِ آن‌ها است. آن هم به صورت بدی که مملؤ از تملّق و چاپلوسی و توصیف‌های غیرواقعی است. به همین دلیل است که در این منطقه هر کس که قدرت خیال‌پردازیِ بیشتری داشته باشد، در میان مردم معروف‌تر خواهد شد.» (برد، ۱۳۷۶، ۱۴۹)
«با این مقدمه باید توجه داشته باشید که توصیف خود من هم از ایران به گونه‌ای شاعرانه است و در این خلاصه می شود که: کوشش خواهم کرد گلبرگ‌های خشک و پژمرده را از گوشه و کنار جمع‌آوری کنم و در اختیار شما بگذارم تا با استفاده از تخیلاتِ خودتان آن‌ها را در آبِ زلال خیال بریزید و عطری هم در صورت لزوم به آن بیفزایید و آن گاه گلاب بگیرید و از بوی خوشش بهره ببرید.» (برد، ۱۳۷۶، ۱۵۰)

نکتۀ سوم مربوط به دورانی می‌شود که سفرنامه‌ها در آن دوران نوشته شده‌ است. به غیر از چند مورد انگشت‌شمار، تمامی سفرنامه‌های مربوط به ایران از دورهٔ صفویان به بعد است. حال شُمای خواننده در منابعِ دورهٔ قاجار که بیشترین این سفرنامه‌ها را به خود اختصاص داده است در پی کدام «خبر خوب» هستید؟! ممکن است نگارنده را به داشتن «نگاه سیاه و سفید» متهم کنید اما چه اقرار کنیم و چه کتمان، دورهٔ قاجار با ارفاق «قهوه‌ای» است.

سخن را با دو پیشنهاد به آخر می‌رسانم:
اول پیشنهاد به شیوع‌دهندگانِ چنین اخباری: با اینکه با طرز فکرتان آشنا هستم و خوب می‌دانم تمام تلاشتان بر این است تا دانشجو را از چنین منبع سودمندی برحذر کنید و ضمیر آن‌ها را با توهمات و اخبار دروغ و تلقینات خود پُر کنید اما بدانید که هر روایتی دوره‌ای دارد و دورهٔ چنین پُرپوچاتی به سر رسیده است و به جای این مهملات «روش صحیح تنقیح اخبار» را به دانشجویان بیاموزید.
و دوم پیشنهاد به دانشجویان: بعید می‌دانم آن استادان از رویهٔ خود دست بردارند، خودتان دست به کار شوید و در این باره تحقیق کنید. حقیر برای شروع کتابِ «مقدمهٔ ابن‌خلدون» را پیشنهاد می‌دهم.

مأخذ: برد، اف.ال و استون، هارولد.اف. ۱۳۷۶. گشت‌و‌گذاری در ایران بعد از انقلابِ مشروطیت، ترجمۀ علی اصغر مظهری کرمانی، ت‍ه‍ران‌: ج‍ان‍ان‌.

.

.

این نوشتار پاسخی است به نوشتۀ سیدمحمد بهشتی باعنوان «چرا ما ایرانیان نسبت‌به خود عیب‌جوییم». نوشتار مهندس بهشتی را در کانال تلگرامی‌اش بخوانید: https://t.me/SEYEDMOHAMMADBEHESHTI/407

شهرام یاری

هیچ نظری وجود ندارد