پرولتاریای معماری

 

سال‌ها پیش والتر گروپیوس (بنیان‌گذار باوهاوس)، آکادمی‌های پرورش‌دهندهٔ معماران و هنرمندانِ تجسمی را متهم به ایجاد «پرولتاریای هنری» کرد که «توان رویارویی با کشمکش‌های زندگی را ندارند» (۱). امروز همین خطر بسیاری از رشته‌های دانشگاهی (من‌جمله معماری و مطالعاتش) را تهدید می‌کند؛ ترسی که موجب «قلم‌فرسایی» و ابراز نگرانی من است.

بی‌اعتبار شدن رشتهٔ مطالعات معماری و دانشجویانش در مقام تولید اندیشه، خطری است نه بالقوه بلکه بالفعل! احتمالا رشتهٔ مطالعات معماری حذف نخواهد شد (ولو به زور شهریه یا هزینهٔ شاهزاده‌ای نوستالژیک!) ولی تهدید اصلی، تبدیل این رشته به کافه‌ای است که در آن پول می‌دهند و قصه می‌شنوند، حال چه قصه‌اش مارکسیستی باشد و چه ناسیونالیستی. قصه‌گویان و قصه‌خواهان، عرصه را بر دانشجویان محقق تنگ می‌کنند و مانع از تربیت نیرویی می‌شوند که با جامعه‌ی کاری و تولیدی در ارتباط باشد و بتواند بر آن تاثیر گذارد.

از آقای میرنظامی می‌خواهم متن نخست من (صومعهٔ مطالعات معماری ایران) را مجدداً بخواند که در بند سوم آن به صراحت به دانشگاه‌های شهریه‌پرداز اشاره شده است. یک سوی هشدار من «حذف» رشته است ولی سوی دیگر «بی‌اعتباری» آن؛ چیزی که البته همین الآن هم تا حد زیادی رخ داده. عقیم ماندن دستگاه مطالعات معماری، باعث شده امروز کمتر کسی خارج از حیطهٔ دانشگاه و حتی این رشته، آن را جدی می‌گیرد.

(۱) دروسته، ماگدالنا، “باوهاوس”، ترجمه نغمه نظرنیا، تهران: هنر معماری، ۱۳۸۷، ص۱۴

 

.

.

.

نخست تصدیقی متنی را منتشر کرد که عنوان «صومعۀ مطالعات معماری ایران» داشت؛ پاسخش را علی جاودانی در متن باعنوان «نظم سرمایه‌داری و رشتۀ مطالعات معماری ایران» داد. تصدیقی جوابیه‌ای نوشت با اسم «دولت، مادر دانشگاه؟»، واکنش مجید میرنظامی به این متن، متنِ «نقدی بر متن دولت مادر دانشگاه» بود. سپس شهاب‌الدین تصدیقی این متن را نوشت. متنی که پاسخش نوشتۀ جاودانی با عنوان «نظم سرمایه‌داری و وادادگی دانشگاهی» شد.

نظم سرمایه‌داری و وادادگی دانشگاهی (جستاری در باب تولید دانشگاه در ایران و پاسخی به شهاب‌الدین تصدیقی) (۲)

 

 

علیه سرنوشت‌باوری: نقدی بر متن «دولت، مادر دانشگاه (؟)»

 

 

 

نظم سرمایه‌داری و رشتۀ مطالعات معماری ایران (نقدی بر یادداشت صومعۀ مطالعات معماری ایران)

 

 

صومعۀ مطالعات معماری ایران

 

 

شهاب‌الدین تصدیقی

هیچ نظری وجود ندارد