کوچه‌های بی‌حریمِ اطراف حرم؛ گزارش کوتاه میدانی

حرم حضرت شاه‌چراغ، برادر امام‌رضا علیه‌السلام، در شهر شیراز و خیابان‌ها و محله‌های اطراف آن، بافت قدیمی شهر شیراز را شکل داده‌اند. در زمانی که تولیت حرم و شهرداری به فکر گسترش و توسعۀ هرچه بیشترِ ساختمان‌ها و صحن‌های اطراف حرم هستند، محله‌های قدیمی اطراف حرم گویا کاملاً به فراموشی سپرده‌ شده‌اند. مرکز فرهنگی-گردشگری-مذهبی شهر دقیقاً در نقطه‌ای قرار دارد که مردمِ خود آن نقطه در پسِ کوچه‌های تاریک و خانه‌های مخروبه یا بعضاً تاریخیِ رسیدگی‌نشده در لاک خود خزیده‌اند و اگر به آن کوچه‌ها وارد شوی، هیچ فکر نمی‌کنی که این‌جا بیست قدمی همان ارگ یا مسجد یا باغِ تروتمیز و توریست‌پذیر است. امسال وقتی برای بازدید و گونه‌شناسی برخی مساجد به این شهر سفر کردم، برای پیدا کردن مساجد مورد نظر نقشۀ درستی در دسترس نداشتم. گویا وارد جهان ناشناختۀ تودرتویی می‌شدم که ذهن مردمش از همۀ اتفاقات این «بیست‌قدم آن‌ورتر» خالی بود! مردم محلی چندبار به من گوشزد کردند که تَک‌وتنها در کوچه‌ها گشت نزنم و زمان‌های خلوت، حواسم را بیشتر جمع کنم. همین حالا که دو ماهی از سفرم می‌گذرد، پنج نفر را به خاطر می‌آورم که از من خواستند هرچه زودتر از این محله‌ها خارج شوم. شخصاً در محلۀ سنگ‌سیاه در جنوب‌غربی شاه‌چراغ و در مجاورت دیوار مسجد بغدادی، معتادی را در حال مصرف مواد مخدر دیدم. کمی بالا‌تر و پس از یک دقیقه بالاتر از مسجد حاج‌باقر، مغازه داری به چند کودک مواد می‌داد تا به خانواده‌های مصرف‌کنندۀشان برسانند.

در محلۀ (به‌گفتۀ خودِ اهالی) «خطرناک» بیات، پیرزن گاری‌به‌دستی گفت که تا مسجد حاج میرزاکریم همراهی‌‌ام خواهد کرد. برای بازدید از مساجد این محله‌ها مدام با درِ بسته مواجه می‌شدم و این ازین‌رو بود که نمی‌دانستم برای وارد نشدن معتادان و افراد ناباب! ناچار فقط در وقت اذان در خانۀ خدا را باز می‌کنند. بعضی مساجد فقط یک وعده در هفته نماز برگزار می‌کردند و آن هم برای خالی نماندن این خانه از نمازگزار. گویا مردم این محله‌ها همگی در ترسی از یکدیگر یا از افراد ناشناخته، با احتیاطی مفرط زندگی می‌کردند. مغازه‌دارها با احتیاط و از گوشه چشم نگاهت می‌کردند و گاه عابران دلسوزی تو را به خروج از این شهرک مخفی دعوت می‌کردند. درست در همسایگی این محله‌های غریب، توسعۀ شیک و مرتب حرم، با دیوارهایی سرتاسری یا فنس‌های فلزی موقت، در جریان بود.

حرم به توسعه نیاز دارد، درست! اما بافت کهن‌سال و خستۀ اطراف این حرم که حریم فرهنگی و انسانی آن است، دیر زمانی است بیمار شده؛ من به‌تازگی آن را دیده و لازم‌ دانسته‌ام از آن بنویسم. نگه داشتن و توسعۀ حریم انسان‌های این نقطۀ کور شاید واجب‌تر از توسعۀ ساختمان‌ این حرم‌ باشد. چراکه صاحب این حرم، خود بر پاسداری از آن حریم بیشتر تأکید دارد.

فاطمه حاجی‌قاسمی

هیچ نظری وجود ندارد