روایت رویه‌ای نامیمون در رشتهٔ مطالعات معماری ایران: مسئله و مسئله‌یابی

 

پیشاپیش از طرح این مسئله خجل و معذورم. بر هر دانش‌پژوهی مسلم است که در ابتدای هر تحقیقی «مسئله یا مسئله‌های پژوهشی»ای باید باشد تا با تببین آن به پیشرفت علم و معرفت انسانی یاری برساند. این سادهٔ بسیار مهم، که مقدمه بر هر پژوهش است، را درگیران مطالعات معماری ایران جدی نمی‌گیرند. روندی که دانشجوی مطالعات معماری ایران برای دستیابی به مسئله طی می‌کند بیشتر شبیه شوخی است. این روند معمولاٌ بدین ترتیب طی می‌شود که در ابتدای هر کلاس استاد از دانشجو «موضوع تحقیق» یا «مسئلۀ پژوهشی» طلب می‌کند! و در بیشتر مواقع هم مُصر است که دانشجو در همان جلسۀ اول «موضوع تحقیق» یا «مسئلۀ پژوهشی»اش را مشخص کند. اما آیا رسیدن به «موضوع تحقیق» یا «مسئله پژوهشی» به این سادگی و بی‌ترتیبی است؟

–  آیا می‌شود بدونِ «بررسی پیشینهٔ موضوع» به «موضوع تحقیق» یا «مسئلۀ پژوهشی» رسید؟

–  آیا می‌شود بدونِ «بررسی استعداد منابع» به «موضوع تحقیق» یا «مسئلۀ پژوهشی» رسید؟

مسلماٌ خیر.

متأسفانه این رویه یعنی «کم‌توجهی به منزلت مسئله» در بیشتر مواقع تا پایاننامه ادامه داشته و پنج‌شش ترم عُمرِ دانشجو صرفِ پُر‌پوچات می‌شود. در اینجا در وهلهٔ اول پیکانِ نقدم به‌سمتِ کسانی است که ترتیباتِ این رشته را ناجور چیده‌اند و از دانشجو غیرممکن را طلب می‌کنند. به‌عنوانِ‌مثال دانشجو در ترم یک، یعنی فردای روزی که لیسانس معماری گرفته است، با درس «پژوهش در تاریخ معماری ایران ۱» مواجه است که موضوع آن به «دورۀ پیش از تاریخ» مربوط می‌شود. دانشجوی بی‌خبر از همه جا با کدام سوادِ دورهٔ لیسانس و بدون بررسی پیشینه و استعداد منابع می‌تواند به مسئله برسد؟

بعد از آن نقدم به استادانی است که «منزلت مسئله» را به دانشجو تفهیم نکرده و ترتیباتِ رسیدن به آن را آموزش نمی‌دهند. (با عرض معذرت: البته اگر خودْ بداند.)

و در آخر نیز نقدم به دانشجویی است که «نمی‌اندیشد».

با اینکه دربارهٔ این مسائل با بعضی از داوطلبان و دانشجویان مطالعات معماری ایران بسیار سخن گفته‌ام اما با توجه به اهمیت موضوع، بار دیگر و در جمعی بزرگ‌تر ترتیباتِ رسیدن به «موضوع تحقیق» یا «مسئلۀ پژوهشی» را طرح می‌کنم.

دانشجوی مطالعات معماری ایران باید بداند که برای تمامی دروس این رشته نمی‌شود «یک موضوع مستقلِ پژوهشی» داشت. یعنی اینکه نابخردانه است که به‌فرض برای درسِ «تاریخ شهر» موضوعی مربوط به اصفهان سلجوقی کار شود و برای درس بعدی مدارس خراسان و برای درس بعدی باغ‌های تیموری سمرقند و برای درس بعدی تزئینات کاشی‌کاری‌ مسجد عتیق شیراز و به همین ترتیب تا انتها. علت آن هم این است که برای بررسی پیشینهٔ و همچنین استعداد منابع موضوعِ مدنظر زمان کافی نخواهد داشت. اما عقل حکم می‌کند که دانشجو در ابتدای کار یعنی ابتدایِ ورود به رشته یا حتی قبل‌تر از آن* «حوزهٔ مورد علاقه» خود را مشخص و مطالعهٔ آن را سر بگیرد. با این ترتیب دانشجو می‌تواند آگاهانه و با رویکردی متقارب به انتخاب پروژه‌های دروس عملی دست بزند. بطور خلاصه اینکه «برای رسیدنِ به مسئله هیچ راهی جُز بررسی پیشینه و استعداد منابع وجود ندارد.»

 

 

* قبل‌تر از آن، به این دلیل که بیشتر داوطلب‌های مطالعات معماری ایران با دانشجویان این رشته مرتبط بوده و بخشی از مخاطبان این نوشته را آن‌ها فرض کرده‌ام.

 

.

شهرام یاری

هیچ نظری وجود ندارد