دولت، مادر دانشگاه (؟) (پاسخی به نقد یادداشت «صومعهٔ مطالعات معماری ایران»)

.

شهاب‌الدین تصدیقی

۱. هرچقدر یادداشت خود (صومعهٔ مطالعات معماری ایران) را خواندم، ذکری از «دموکراسی»، «عدالت» و دیگر مفاهیم این‌چنین ندیدم. چرا؟ چون اصلاً قرار نبوده که در آن یادداشت از آرمان‌های دموکراتیک و عدالت اجتماعی سخن بگویم! یادداشت من یک پیش‌بینی و یک هشدار بود: اگر اوضاع به همین منوال ادامه یابد و دانشگاهیان نتوانند شرایط جدید را ببینند، محکوم به حذف یا بی‌اعتبار شدن هستند. راه‌حلی هم پیشنهاد دادم: «تطبیق شرایط نهاد دانشگاه با منطق تولید اقتصادی». به نظر نمی‌رسد آقای جاودانی شرایطی که پیش‌بینی کردم را نفی کرده یا آلترناتیوی در کنار راهکار من قرار داده باشد و تنها با نقدهایی ایدئولوژیک به بررسی هشدار بنده پرداختند؛ بر فرض هم که این نقدها درست باشد، راهکار یا آلترناتیو شما چیست؟

۲. دانشگاه:
جمله‌ای در یادداشت آقای جاودانی چشمم را گرفت که به نظرم عصارهٔ بخشی از نوشتارشان بود: «اهل دانشگاه، بازار و دولت را نه رهایی‌بخش که همچون چند دههٔ پیش، زنجیرهای پای دانشگاه و دانشجو بدانند». دیواِنگاری دولت و بازار بحثی جدا و خارج از حوصله و تخصص من است، ولی جُدا انگاشتن و تطهیر دانشگاه به‌عنوان نهادی «در خدمت حقیقت» (حال تا حقیقت را چه بپنداریم!)، امری عجیب به نظر می‌رسد. بر چه اساس، دانشگاه نهادی جدا از دولت و بازار و اقتصاد برشمرده شده، و نه ابزاری که از ابتدا قرار بوده به آنان خدمت کند؟ با چه منطقی می‌توان نیروهای اپوزیسیون و آزاداندیش در دانشگاه را نشان از آزاداندیشی و دموکراسی‌خواهیِ ذاتی نهاد دانشگاه دانست، که دولت و بازار زنجیری بر پایش باشند؟ کمااینکه نیروهای آزاداندیش گاه‌و‌بیگاه در بازار و دولت نیز به چشم می‌خورد ولی کمتر کسی این دو نهاد را آزادی‌بخش یا «در خدمت حقیقت!» می‌داند.

۳. دولت و مفهوم مادر:
یادداشت آقای جاودانی رابطهٔ عجیب و پیچیده‌ای با دولت برقرار می‌کند که مرا یاد مفهوم «مادر» در روان‌کاوی می‌اندازد. در اندیشه‌های لکان، مادر به‌مثابۀ «دیگریِ واقع»، آمیزه‌ای از ابهام و اهمیت است و لذا برای کودک خردسال، منبع دلهره‌ای عمیقاً آشفته‌ساز. مادر فرزندش را با حضور متناوبِ بیش‌ از‌ حد خفه‌کننده یا بیش‌ از‌ حد دورِ خود تهدید می‌کند: یا زیاده یا کمتر از حد کافی (جانستون، ۱۳۹۴: ۴۹). دولت هم در یادداشت آقای جاودانی چنین است: ناراحتی از اینکه دیگر دولت چتر حمایت مالی‌اش را بر دانشگاه نمی‌گسترد و شهریه‌ها بالا می‌رود (حضور کمتر از حد کافی) و در عین حال انگاشتن آن به عنوان «زنجیری بر پای دانشگاه و دانشجو» که ایده‌های علیه خود را نمی‌پذیرد (حضور زیاده از حد). متناقض به نظر می‌رسد که فردی بالغ، از مادر (یا کسی دیگر) به طور همزمان توقع داشته باشد که هم استقلال اندیشه و رفتارش را به رسمیت بشناسد و هم اندیشه و رفتارش را تأمین مالی و معنوی کند. آنچه من پیشنهاد دادم این بود که دانشگاه و دولت-بازار به‌عنوان دو شخصیت مستقل، وارد دیالوگ و مذاکره شوند و به‌عنوان دو ماهیت جدا، بخشی از نیازهای یکدیگر را در یک معامله برطرف کنند. چرا از دولت و بازار و اقتصاد باید انتظار داشت دانشگاه را تأمین مالی کنند؟ آیا این نوعی مادرانگاری دولت و بازار نیست؟

۴. مرید و مراد:
آقای جاودانی به رواج رابطهٔ مرید-مرادی در رشتهٔ مطالعات معماری ایران اشاره‌ای کردند. بنده نیز بعضاً از این دست روابط احساس نگرانی کرده‌ام؛ ولی چون هنوز به جمع‌بندی‌ای در این زمینه نرسیده‌ام، چیزی در این زمینه ننوشته و در متنم نیز اشارهٔ خاصی به موضوع نکرده‌ام. ولی به نظرم ذکر صفتِ «بزرگ» در هنگام نقلِ‌قولی شاعرانه از یک فرد آن هم در نوشتاری نقادانه، ردّی از رابطهٔ مرید-مرادی در خود دارد.

————-
منابع:
* جانستون، ایدرین، «ژاک لکان»، ترجمهٔ هیمن برین، تهران: ققنوس، ۱۳۹۴
————-

🔸توضیح کوبه:
شهاب‌الدین تصدیقی متنی نوشت باعنوان «صومعۀ مطالعات معماری ایران»:
https://t.me/koubeh/638
علی جاودانی در پاسخ به آن متنِ انتقادیِ «نظم سرمایه‌داری و رشتۀ مطالعات معماری ایران» را نوشت:
https://t.me/koubeh/659
و اینک آنچه عنوان «دولت، مادرِ دانشگاه» دارد، پاسخِ تصدیقی است به نوشتۀ جاودانی:
https://t.me/koubeh/661
————-
@Koubeh

شهاب‌الدین تصدیقی

هیچ نظری وجود ندارد