وضعیت قرمز

وضعیت قرمز

فریده کلهر

زنی در حالی که کالسکهٔ بچه‌اش را حرکت می‌دهد در حال قدم زدن است. انوار خورشید از میان چند تکه ابر سفید خودشان را روی سطح ساختمان منعکس می‌کنند. آبیِ درخشندۀ آسمان خیره‌کننده است. ساختمان آتش‌نشانی در مرکز تصویر قرار گرفته و ترکیب رنگ قرمز و خاکستری جذابیت خاصی به آن بخشیده است. درختانی سرسبز نیز به ردیف در پیاده‌رو، جلوی ساختمان خودنمایی می‌کنند. خیابان خلوت است و فقط چند ماشین لوکس در حال ترددند…

میان افسون تخیل این رندر زیبا صدای آژیر ماشین آتش‌نشانی وسط چهارراه پرتابم می‌کند؛ درست روبروی ایستگاه و میان ازدحام چهارراه «پارک‌وی». پرسوناژهای خارجی به نسخه‌های وطنی تبدیل می‌شوند که بی‌توجه به خط‌کشی و عبور ماشین‌ها در حال گذر از خیابان‌اند. ماشین آتش‌نشانی در ترافیک چهارراه میان انبوه ماشین‌های به هم گره‌خورده گیر افتاده است. منظرۀ ایستگاه آتش‌نشانی با آن نمای قرمز و خاکستری مثل یک قوطی بزرگ، کاملاً تصادفی کنار ایستگاه بی‌آرتی نشسته؛ مثل یک اسباب‌بازی رنگی که کودکی پس از بازی آن را گوشه‌ای انداخته باشد. بین ساختمان، پیاده‌رو و اتوبوس‌ها مرز و حائلی نمی‌توان قائل شد. بیشتر از این‌ها لباسی قرمز از کامپوزیت که بر قامت ناساز بنا نشسته توی ذوق می‌زند. آفتاب داغ تابستان هُرم خودش را روی آسفالت پهن می‌کند و از درخت‌های سرسبز پُست‌پروداکشن نشانی نیست. جای آب باران روی کامپوزیت نما مانده و از آن جذابیت رندری خبری نیست. بنای ایستگاه تجسد یکی از همان ترکیب‌های حجمی اسکیس‌های دانشکده است. کامپوزیت نما بر روی بدنۀ ساختمان پشت ایستگاه هم امتداد یافته و دور پنجره‌ها را هم قاب گرفته است. این، تمام تلاش طراح برای ایجاد پیوند میان ساختمان ایستگاه با بافت شهری است.

تعداد زیادی از ایستگاه‌های آتش‌نشانی در چند سال اخیر با طرح‌هایی مشابه این ساخته شده‌اند، با ترکیبی از کامپوزیت به رنگ‌های خاکستری، قرمز و زرد که غلبۀ رنگ قرمز را در آن‌ها به خوبی می‌توان حس کرد. حتی در ایستگاه‌هایی که از سنگ برای نمای آن‌ها استفاده شده نیز، قرمزِ آن کار شده است. با وجود اینکه زمان زیادی از ورود کامپوزیت نما نمی‌گذرد و با دارا بودن رنگ‌های متنوع، از همان ابتدا رنگ خاکستری آن بیش از سایر رنگ‌ها مورد توجه قرار گرفت و به کار رفت؛ به این صورت که زمینه خاکستری کار می‌شد و رنگ‌های دیگر مثل قرمز به صورت محدود در ترکیب با خاکستری در سردر بانک‌ها یا بدنۀ ساختمان‌های اداری و تجاری به کار می‌رفت. به نظر کامپوزیت به مذاق طراحان آتش‌نشانی‌ها هم خوش آمده و قرمز آن را با رنگ لباس‌ها و ماشین‌های آتش‌نشانی در تناسب دیده‌اند. البته جستجویی ساده در اینترنت نشان می‌دهد ایده‌های آن‌طرف‌آبی نیز به کمک طراحان آمده که استفادۀ کم و محدود رنگ قرمز در سایر نماهای کامپوزیت به استفادۀ گسترده و پوشاندن کامل یک بدنه با آن در آتش‌نشانی‌ها تبدیل شده است.

نمی‌دانم آیا این را باید به پای جسارت طراحان ایستگاه‌های آتش‌نشانی در شهری که خاکستری رنگ زمینه و غالب آن است گذاشت یا بی‌سلیقگی و نداشتن حس زیبایی‌شناسی؟ شاید هم جذابیت رنگ قرمز در رندرها باعث شده طراحان فراموش کنند رنگ قرمز لباس‌ها و ماشین آتش‌نشانی کارکرد هشداردهنده دارد. هر چه که هست خیلی با فضای آشفته‌ای که از پارک‌وی در ذهن دارم در تضاد نیست. این هم یکی از هزاران قطعه‌ای است که پازل وضعیت قرمز فضاهای شهری ما را تکمیل می‌کند.

 

فریده کلهر

هیچ نظری وجود ندارد