چند کلام دربارهٔ آوازهای بنّایان

چندی پیش، در قالب یادداشتی پژوهشی برای فصلنامهٔ ماهور (۱)، تلاش کردم بر اساس توصیفات موجود در چند متن تاریخی –عموماً سفرنامه‌های قاجاری اروپاییان- نوعی از کارآوا (Worksong) را معرفی کنم که بنّایان و معماران ایرانی در حین کار بنّایی اجرا می‌کرده‌اند. در نوشتار حاضر، خلاصه‌ای از آن یادداشت را بازنویسی کرده‌ام و خصوصیاتی که به‌نظر می‌رسد در این کارآواها وجود داشته را از جنبه‌های محتوای شعری و موسیقایی به‌اجمال شرح داده‌ام.

کارآواها را می‌توان به دو نوع تقسیم کرد: آوازهایی که در حین کار خوانده می‌شوند و دارای پیوندی عیان –به‌ویژه پیوندی کارکردی- با عمل در حال انجام هستند، و آوازهایی که «دربارهٔ» کاری خاص خوانده می‌شوند. آنچه مدّ نظر ماست نوع اوّل این کارآواهاست. نوع دوم آن‌ها به‌دلیل ذات بسیار آزاد و گسترده‌شان اصولاً چندان قابل تعریف و تجمیع و دسته‌بندی نیستند. دسته‌ای از این کارآواهای آزاد مرتبط با معماری و بنّایی را هوشنگ جاوید در مجموعه‌سی‌دی‌های «کارآوا» گردآوری کرده است.

۱- به‌نظر می‌رسد که قدمت اشاره به آوازخواندن بنّایان ایرانی به «الاغانی» ابوالفرج اصفهانی -نوشته‌شده در قرن پنجم ه.ق.- می‌رسد. اصفهانی در این کتاب به این اشاره می‌کند که معماران ایرانی در شبه‌جزیره بر دیوارها می‌ایستادند و آواز می‌خواندند. با این‌حال، چون مشخص نیست که آیا باید این آوازها را کارآواهای هنگام بنّایی دانست یا صرفاً آوازهایی که چند بنّا در کار خواندن آن‌ها بوده‌اند، نمی‌توان این آوازها را لزوماً از جنس آوازهایی دانست که مورد نظر ما هستند.. کارآواهای بنایی از نظر کارکردی برای طلبیدن مصالح، مانند آجر و ابزار بنایی، مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. علاوه بر این‌ها، این کارآواها به کار نظم می‌داده‌اند و سرعت کار را حفظ می‌کرده‌اند.

۳- محتوای اشعار این آوازها طلبیدن آجر، واداشتن دیگران به کار بیشتر، و نیز بیان باورهای مذهبی بوده است. گاه استفاده از عناصر مذهبی در کلام این آوازها در ظاهر برای یاری‌طلبیدن از ائمه بوده است و گاه برای بیان عقاید متفاوت شیعیان در برابر اهل سنت.

۴- تفصیل دقیق خصوصیات موسیقایی این آوازها به‌دلیل موجود نبودن هیچ نمونهٔ ضبط‌ یا آوانگاری‌شده از آن‌ها ناممکن است و به‌همین‌دلیل این بخش از یادداشت در فصلنامهٔ ماهور حذف شده است، امّا شاید به‌قرینهٔ وزن هجایی یکی‌دو نمونه از این اشعار بتوان حدس زد که الگوی وزنی این آوازها در مناطق مرکزی ایران همراه با طلبیدن آجر و خشت خوانده می‌شده به الگوی متریک ۶/۸ نزدیک است و از نظر تراکم ریتمیک پویاست؛ امّا الگوی ریتمیک این آوازها در مواردی که کاه‌گل مورد استفاده قرار می‌گرفته الگویی کشیده‌تر و کم‌تر متراکم بوده است. دست‌کم می‌توان براساس توصیفات موجود در منابع مکتوب روی این توافق داشت که این الگوی وزنی به‌فراخور کارکرد آوازها و حتّی مصالح به‌کارگرفته شده تفاوت داشته است. دلیل این امر هم واضح است: یک بیل کاه‌گل پرت کردن زمان بیشتری می‌برد تا پرت‌کردن یک‌دانه آجر. اگر بخواهیم سطحی ثابت را با کاه‌گل یا آجر پوشش دهیم، به‌تعداد بیشتری آجر نیاز است و به‌همان نسبت نیز سرعت اجرا و پرتاب آجر نیز بالاتر است. دربارهٔ خصوصیات ملودیک این آوازها هم هیچ نمی‌توان گفت جز آنکه اگر توصیف متون را مبنا قرار بدهیم که صرفاً این آوازها را «یکنواخت» خوانده‌اند، از نظر دامنهٔ تغییرات ملودیک و زیرایی کم‌دامنه بوده‌اند که این نیز خود می‌تواند دلایلی کارکردی داشته باشد؛ برای مثال اگر تغییرات ملودیک از حدّی بیشتر شود، تمرکز از کار اصلی (بنّایی و معماری) بر روی کار فرعی (آواز) می‌رود، یا اینکه اگر تغییرات زیرایی و ملودیک بیشتر شود نقش عنصر ریتم و متر در آوازها کم‌تر می‌شود و این در حالی است که به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین نقش این آوازها حفظ نظم زمانی و سرعت کار کردن بنّایان بوده است.

۵- به‌نظر می‌رسد که بعضی از بنّایان آوازخوان حرفه‌ای نیز بوده‌اند و این نکته در سفرنامهٔ کلود انه، که در اواخر دوران قاجار نوشته شده و در جایی که نویسنده به توصیف ساخت بنایی در چهارباغ اصفهان می‌پردازد، به‌چشم می‌خورد. مرتضی احمدی نیز در گفت‌و‌گویی با روزنامهٔ ایران به این نکته اشاره می‌کند.
۶- طبق گفته‌های احمدی و نیز شعری طنزآمیز که در یکی از شماره‌های «آرشیتکت» چاپ شده، به‌نظر می‌رسد که این آوازها تا حدود دههٔ سی شمسی نیز کمابیش رایج بوده‌اند.

(۱) آواز بنّایان در ایران: نگاهی به یک کارآوا از خلال مستندات تاریخی. صص ۷۷-۸۵. فصلنامهٔ موسیقی ماهور، سال نوزدهم، شمارهٔ ۷۳، پاییز ۱۳۹۵.

کامیار صلواتی

هیچ نظری وجود ندارد