داستان حمام نمرهٔ آقامیرزا در روزنامهٔ تربیت

حکایت حمام‌های نمره و چالش‌هایی که بر سر آن‌ها وجود داشته است یکی از ماجراهای جالب و قابل تأمل صد و چندده سال اخیر ماست. «جنبش خزینه» و جدال‌هایی که بر سر شرعی بودن یا نبودن این حمام‌ها در می‌گرفته است از نمونهٔ این چالش‌هاست. هنگامی که بر روی پایان‌نامه‌ام کار می‌کردم به مسائلی از این دست برخوردم که نمونهٔ یکی از آن‌ها را در این یادداشت می‌آورم: نکاتی دربارهٔ حمامی به نام «حمام آقامیرزا ابوطالب».

تربیت قدیمی‌ترین روزنامه‌ی غیردولتی ایران است که از سال ۱۳۱۴ ه.ق –یعنی در سومین سال حکومت مظفرالدین‌شاه و نُه سال پیش از مشروطیت- شروع به انتشار کرد. تربیت در تهران منتشر می‌شد و مدیریت آن به‌عهدهٔ محمدحسین فروغی یا ذکاءالملک اوّل، پدر محمدعلی فروغی بود. او با پسرش در ادارهٔ این نشریه همکاری داشت. این نشریه که نقش قابل‌توجهی در آگاه‌سازی ایرانیان پیش از مشروطه ایفا می‌کرد، آخرین شماره‌هایش را همزمان با پیروزی جنبش مشروطه منتشر کرد. دامنهٔ مطالب این نشریه از نظر موضوعی شامل مسائل سیاسی، اجتماعی، ادبی و خبری می‌شد.

در شمارهٔ ۴۱۷ «تربیت» مطلبی شبیه به رپورتاژ آگهی‌های امروزی دربارهٔ راه‌اندازی یک حمام نمرهٔ جدید وجود دارد. عنوان مطلب «حمام پاک» است. نویسنده در این مطلب گشایش این حمام را مژده می‌دهد:

«آن مرد باشعور مقدس که صاحب مشعر و مدرک عالی است مقرب‌الحضره آقامیرزا ابوطالب زید مجده می‌باشد که در جنب سرای جناب مستطاب اجلّ اکرم اعتمادالسلطنه وزیر انطباعات و دارالترجمه‌ی همایون ضاعف‌الله اجلاله منزل دارد و در همان محل حمّامی ترتیب داده به‌سبک حمّام‌های اروپا با آب‌های پاک و دست‌نخورده و شیرها و خلوت‌خانه‌های نظیف و سایر لوازم مرتّب منقح که در حقیقت برای مردم این شهر دیدن دارد و برای آن‌ها که در این فکرها و خیال‌ها می‌باشند سرمشق به‌قاعده‌ای‌ست و البته می‌توان از این وسیع‌تر و کامل‌تر نیز حمّام بنا کرد و تصرف‌های دیگر در آن نمود، لکن کار را آن کرد که شروع و ابداع کرد» (روزنامهٔ تربیت: ۱۳۲۴ ه.ق، ۲۲۵۴-۲۲۵۵).

نویسندهٔ این مطلب ادعا دارد که حمام میرزا ابوطالب، که در کنار «سرای اعتمادالسلطنه» واقع شده، اولین حمام از این نوع حمام‌های مدرن و «نظیف» است؛ اما جالب است که همو در ادامهٔ نوشتهٔ خود حمام حاجی سیاح معروف را قدیمی‌تر از حمام میرزا ابوطالب می‌داند با این تفاوت که حمام حاجی سیاح «کوچک است» و «می‌توان گفت عمومی نیست». با خواندن «اعلان و تعرفهٔ حمام» می‌فهمیم که حمام حاجی سیاح نیز حمام نمره بوده است:

«فصل اوّل: اشخاص غیرمحترم و بدنام و متهّم حقّ شست‌وشو و دخول درین دو نمره ندارند و ممانعت خواهد شد. فصل دویّم: اجرت سرکیسه از هرجهت در نمرهٔ اوّل در مدّت یک‌ساعت و نیم توقف از سه قران کمتر نمی‌شود قبول کرد زیرا که ضرر دارد و در نمرهٔ دویّم از دو هزار کمتر نمی‌شود قبول کرد و علاوه هرچه مرحمت شود بسته به همّت مشتریان عظام است. فصل سیّم: هرگاه آقایان عظام فقط میلشان به صابون زدن و تطهیر و تغسیل باشد اجرت در نمرهٔ اوّل یک قران و پانزده شاهی است و در نمرهٔ دویّم یک قران و پنج‌شاهی. تنیبه اینکه تعیین اجرت شده برای ممانعت از بعضی اشخاص نامناسب است که درین دو نمره شست‌وشو نمایند والّا آقایان عظام به میل خودشان هرچه عنایت کنند با کمال امتنان قبول و پذیرفته خواهد شد. فصل چهارم: هرگاه دو نفر یا سه نفر علاوه که با هم منسوب و دوست باشند متفقاً خیال شست‌وشو و استحمام داشته باشند در نمرهٔ اوّل در اجرت تخفیف است. دو نفر پنجقران سه نفر و علاوه نفری دو هزار و پنجشاهی. فصل پنجم: چائی روسی و شربت‌آلات مباح همه‌ قسم و لیموناد در آبدارخانه‌ی مخصوص حاضر و موجود است. هرکس مایل شود داده خواهد شد و قیمت آن علاوه بر اجرت حمّام است» (همان).

اما این همهٔ ماجرا نیست. شش شماره بعد از انتشار این مطلب ،در شمارهٔ ۴۲۳، یعنی یک‌ماه‌ونیم بعد، باز در تربیت به مطلبی برمی‌خوریم که درباره‌ی این حمام است. چنانکه به نظر می‌رسد دربارهٔ بعضی حمام‌های «به‌طرز جدید» آن دوران نیز مرسوم بوده، این حمام انگار چندان با اقبال عمومی روبه‌رو نمی‌شود. این وضعیت از لحن خواهشمندانه‌ٔ این مطلب نیز عیان است:

«به طالبان نظافت و پاکی و پاکیزگی یادآوری کنیم که اقلاً برای تماشا و تفنّن یک‌مرتبه به آن حمّام بروند و ببینند چه می‌بینند. خوبست یا بد مزیتی دارد یا ندارد و مخصوصاً از آن بزرگواران که اهل قدس تقوی می‌باشند استدعا می‌کنم که آن حمّام را یک‌بار مشرف سازند و ملاحظه فرمایند و معلوم کنند و رأی دهند که درین حمّام تطهیر شرعی به سهولت و بدون کلفت و زحمت به عمل می‌آید و حاصل می‌شود یا نمی‌شود (همان: ۲۳۰۲)».

کامیار صلواتی

هیچ نظری وجود ندارد