آرشیتکت بشردوست باشیم

چندین سال پیش در حالیکه برای یکی از پروژه‌ها (دانشجویی یا حرفه‌ای) خط می‌کشیدم، پرسشی ذهنم را درگیر کرد: آیا معمارها به نوعی «دیکتاتور» نیستند؟

معماران با خط‌هایی که روی کاغذ می‌کشند سدّ راه آدم‌ها می‌شوند، به آن‌ها می‌گویند از کجا وارد از کجا خارج شوند، کجا مکث کنند و کجا بگذرند، کجا تماشا کنند و …

البته معمارها با خوب خط کشیدن می‌توانند به «دیکتاتورهای مهربان» یا «دیکتاتورهای بشر دوست» تبدیل شوند. در هر صورت حرفه ما به نوعی آمرانه است. برای آدم‌ها تعیین تکلیف می‌کند بدون اینکه نظری از آن‌ها بگیرد. اگر به این موضوع ژرف‌تر بیندیشیم، متوجه آفتی در حرفه معماری می‌شویم. آفتی که امروزه اکثریت معماران به آن دچارند: نگاه از بالا به پایین!! خیلی از معماران روی هوا و در حال پرواز طراحی می‌کنند. دیدشان پرنده‌ای است. حتی روی بام هم اندکی نمی‌نشینند تا انسان‌ها را از نزدیک‌تر ببینند. هندسۀ آن‌ها خط و ربطی با زندگی مردم ندارد‌. سلیقه خود را پیش فرض گرفته و به عموم تعمیم می‌دهند‌. کاربران را به صورت سنگ تصور کرده و با آن‌ها یه قل دو قل بازی می‌کنند. این است که معماری امروزمان منجمد شده و نماهایمان سنگی است. شاید اگر بفهمیم و بپذیریم که دیکتاتوریم لااقل سعی کنیم مهربانتر و بشر دوست باشیم.

شاید تفاوت معماری امروز و دیروز ایران در تغییر نگاه آرشیتکت نسبت به مهراز است‌. نگاهی از بالا به پایین!
و به قول سهراب: شاید «چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید»
در پایان گفتنی است که این نگاه در دیگر حرفه‌ها و حتی زندگی عادی نیز رواج یافته است. نگاه پزشک به مریض، مکانیک به مشتری، مالک به مستاجر، نگاه از بالای منبر به پایین و…‌‌
مراقب این آفت باشیم.

خلیل راسخ‌ راد

هیچ نظری وجود ندارد