جنگ روایت‌ها: «گفت‌وگوها دربارۀ معماری و شهرهای ایران در دوران مشروطه»؛ گزارشی از اولین نشست از سلسله نشست‌های گفتارهای کوبه

اولین نشست از سلسله نشست‌های گفتارهای کوبه چهارشنبه دوم آبان در خانۀ گفتمان شهر یا همان خانۀ وارطان برگزار شد. در این جلسه کامیار صلواتی، فارغ‌التحصیل رشتۀ مطالعات معماری ایران دانشگاه تهران، اولین انتقادهای مطرح شده در دورۀ مشروطه دربارۀ معماری و شهرهای ایرانی را با تکیه بر اسناد روایت کرد.

صلواتی سخنانش را با نقل قولی از خاطرات سفر فرنگ ناصرالدین‌شاه آغاز کرد. «نمازی خوانده در کرملین بعد عکس انداخته از آن‌جا رفتیم به موزه گردش کردیم. اما حالا که این روزنامه را ابوالحسن خان می‌نویسد هنوز نه عکس انداختیم نه موزه رفته‌ایم […] شاید هیچ عکس هم نیندازیم یا موزه را هم نبینیم.» او با ارجاع به نظر عباس امانت دربارۀ این خاطره آن را نشانه‌ای از تضاد در روایت و نوع دیدن دنیا دانست که دو سو دارد. سوی اول، روایت کاتب یا میرزابنویس است که دنیا را آن‌چنان که ناصرالدین شاه دوست دارد می‌نویسد و سوی دوم، روایت عینی وقایع است که دنیا را آن چنان که هست به قلم می‌آورد.

صلواتی در بیان علت پرداختن به این مقدمه گفت: «وقتی که توجه به عینیات و واقعیات به وجود می‌آید شما بدی‌ها و خوبی‌ها را می‌نویسید و مسائل را تجزیه و تحلیل می‌کنید و تفکر نقادانه شکل می‌گیرد، تفکری که میخواهد دنیا را آن‌چنان که هست ببیند و تغییرش دهد. به نظر می‌رسد شکل‌گیری و گسترش این تفکر در ایران را می‌توان در دوران مشروطه و ناصرالدین شاه نسبت داد».  او در ادامه با اشاره به نقش این تحول فکری در شکل‌گیری تفکر نقادانه و برخورد عینی با پدیده‌ها از جمله معماری و شهرسازی، عوامل دیگری چون رواج روزنامه‌ها،  گسترش تکنولوژی چاپ و برخورد ایرانیان با غرب را از علل اهمیت این دوران به عنوان دوران آغاز برخورد نقادانه با معماری و شهر دانست.

صلواتی در ادامه مقدمه‌ای نیز فضای سخن گفتن درباره‌ی معماری اسلامی و معماری تاریخی ایرانی را فضایی ایدئولوژیک دانست که خاصیت نقادانه‌اش را از دست داده  و این پرسش را مطرح کرد که «اگر معماری و شهرهای ما چنین آرمان‌شهرهایی بوده‌اند که امروز در تاریخ‌های معماری ایران به آن اشاره می‌شود، چرا این شهرها در عرض بیست سی سال چنین دستخوش تغییر و تحول شد؟ و نقش مردم این میان چه بود؟» او در ادامه این پرسش را مطرح کرد که: «هر نظری که امروز دربارۀ معماری پیشامدرن می‌دهیم، دور از شرایط واقعی زیست آن آثار است؛ بنابراین برای این که بفهمیم خود مردمی که در فضاهای شهرهای پیشامدرن ایرانی زندگی می‌کردند دربارۀ آن‌ها چه می‌گفته‌اند، شاید بهترین کار پرداختن به متن‌های دوران مشروطه باشد؛ زیرا مردم در دوران مشروطه هنوز در فضای شهرها و معماری پیش‌مدرن زندگی می‌کردند و در عین حال شروع به نوشتن و پرداخت عینی پدیده‌ها کرده بودند».

در ادامه صلواتی به معرفی دوران تاریخی مورد مطالعه‌اش و چگونگی انتخاب منابع از بین منابع موجود پرداخت و دورۀ مطالعه‌اش را از سیزده سال پایان دوران ناصرالدین شاه تا آغاز دورۀ رضا شاه عنوان کرد و بهترین منابع برای بررسی درک ساکنین شهرها و بناهای پیشامدرن از این مکان‌ها خاطرات شخصی و نشریات دانست؛ زیرا در نوشتن خاطرات، نویسندگان تاریخی رسمی را روایت نمی‌کنند، بلکه خودشان و فردیت‌شان در نوشته‌‌هایشان حضور دارند. از طرف دیگر چون این خاطرات شخصی بودند و مخاطبان خاصی داشتند، کمتر دستخوش سانسور می‌شوند. نشریات هم منبعی مناسب برای این بررسی هستند، زیرا نشریات در طول این دوران همواره چاپ می‌شدند و مسائل زندگی روزمره و عامۀ مردم در آن‌ها بازتاب دارند و همچنین افراد با تفکرات مختلف در این نشریه‌ها می‌نوشتند.

اولین متنی که صلواتی به بررسی آن پرداخت خاطرات حاج سیاح بود. او با ارائۀ چند نقل قول از خاطرات حاج سیاح به این مسأله اشاره کرد که از نظر حاج سیاح در شهرهای ایرانی فضاهای عمومی چون باغ و پارک عمومی وجود نداشته است. همچنین موضوع دیگری که حاج سیاح به آن اشاره کرده بود، عدم نگهداری از بناهای تاریخی برای آیندگان و بازدید مردم بوده است. متن بعدی مورد اشارۀ صلواتی خاطرات عین‌السلطنه بود. بی‌توجهی به بهداشت و پاکیزگی شهرها و حمام‌های سنتی ایرانی، ضعف و نامقاوم بودن ساختمان‌های ایرانی، نقد طراحی بناهای ایرانی، نقد راه‌پله‌های بناهای ایرانی، و نقد تعدد بازشوهای بناهای ایرانی مهم‌ترین نکاتی است که دربارۀ معماری ایران در خاطرات عین‌السلطنه دیده می‌شود. او در ادامه بخش‌هایی از خاطرات عین‌السلطنه را برای نمونه ذکر کرد. متن سومی که صلواتی به آن پرداخت خاطرات فروغی و شرح شرمندگی او از خرابی فضای شهر پس از بارندگی در مقابل یک خارجی بود.

پس از بررسی خاطرات نوبت به بررسی نشریات رسید. اولین نشریۀ مورد بررسی نشریۀ حبل‌المتین بود که در آن به کیفیت پایین مصالح در معماری ایرانی اشاره شده بود. سپس  به نشریۀ تربیت و اگهی حمام نمرۀ تازه تأسیس در آن شد که در این آگهی آمده بود که: « به طالبان نظافت و پاکی و پاکیزگی یادآوری کنیم که اقلاً برای تماشا و تفنّن یک‌مرتبه به آن حمّام بروند و ببینند چه می‌بینند. خوبست یا بد مزیتی دارد یا ندارد و مخصوصاً  از آن بزرگواران که اهل قدس تقوی می‌باشند استدعا می‌کنم که آن حمّام را یک‌بار مشرف سازند و ملاحظه فرمایند و معلوم کنند و رأی دهند که درین حمّام تطهیر شرعی به سهولت و بدون کلفت و زحمت به عمل می‌آید و حاصل می‌شود یا نمی‌شود». صلواتی پس از ذکر این نقل قول بیان کرد که به نظر می‌رسد عمده‌ترین مشکلی که پیش پای طرفداران تغییر شکل معماری و شهرهای ایرانی وجود داشته از نهاد مذهب بوده است. مطلب دیگری نیز در نشریۀ تربیت مورد اشاره قرار گرفت که مباحثه‌ای بین یک ایرانی به نام دکتر امیر خان ایرانی و یک فرانسوی با نام دکتر لزیز بوده است. در این مطلب دکتر لزیز به کثیف بودن شهرهای مسلمانان اشاره کرده که در مقابل دکتر امیرخان این‌گونه پاسخش را داده است که اسلام طرفدار پاکیزگی است و اگر نقصی در شهرهای مشرق زمین وجود داره به خاطر تفسیر اشتباه از مذهب است.

پس از بررسی این نشریات به نشریۀ تمدن اشاره شد. در این نشریه به ضعف بناهای ایرانی اشاره شده بود و تحلیلی از آن ارائه کرده بود و علت آن را ثبات نداشتن مالکیت در ایران دانسته بود که از نظر صلواتی این تحلیل شبیه به تحلیل کاتوزیان است که با عنوان «جامعۀ کلنگی» شناخته می‌شود. در ادامه صلواتی مفصلاً به بررسی داستان حمام جنیان پرداخت که آن را در یک پاورقی در نشریۀ تمدن یافته بود. او این داستان را یک داستان تحول‌خواهانه و در انتقاد تند از فرهنگ ایرانی در زمینه معماری و بهداشت و زنان و خرافات توصیف کرد. داستان حمام جنیان داستان یک پدر و پسر پنج شش ساله به نام حسن خان است که برای اولین بار با پدرش به حمام می‌رود. حسن خان همچون یک متفکر نقاد دربارۀ هرچیزی که می‌بیند سوال می‌پرسد. همین سوال‌ها منجر به کتک خوردن و دعوا بین پدر و پسر از یک سو و صاحب حمام و داش مشتی‌های طرفدار صاحب حمام از سوی دیگر می‌شود. در این داستان داش‌مشتی‌ها افرادی بسیار پلشت توصیف شده‌اند. آن‌ها در پاسخ به پرسش حسن‌خان و پدرش دربارۀ داغی آب حمام و بلندی پله و کثیف بودن سطح حمام می‌گویند: «شماها پیدا شدید که این‌طور اسلام از میان رفت! مردکه پسرت را مدرسه فرستادی فرستادی تا عقایدش باطل شد! هنوز بوی شیر از دهانش می‌آید می‌خواهد بدعت بگذارد و خزینۀ فرنگی‌مآب می‌خواهد!». در این داستان انتقادهایی نسبت به معماری حمام‌های قدیمی مطرح شده است. صلواتی پس از بیان نقل قول‌های متعدد از روزنامه‌های دورۀ مشروطه گفت: «هردو جبهه یعنی هم کسانی که موافق تحول در شهرسازی و معماری ایران هستند و هم کسانی که مخالف این تغییرات هستند، دلیل یا توجیه‌شان برای مخالفت یا موافقت با این تغییرات، مبنایی مذهبی دارد».

صلواتی در ادامه با اشاره به تحولات قانونی دوران مشروطه بیان کرد که در دوران مشروطه بلدیه شکل می‌گیرد و قانون بلدیه تصویب می‌شود. کارهایی که بلدیه مشغول انجام دادن آن می‌شود در راستای همان انتقادهای مشروطه‌خواهان بر شهرهای ایرانی است. مثلاً جمع‌آوری ناودان‌ها برای اینکه آب روی مردم هنگام عبور از کوچه نریزد یا رفع سد معبر یا سرکشی به آب حمام‌ها و کنترل پاکیزگی این آب‌ها از جمله این فعالیت‌ها بوده و این‌ها باعث مشکلات زیادی بین مأموران بلدیه و مردم می‌شده است. در ادامه، به کاریکاتوری در همین‌باره در نشریۀ کشکول اشاره شد که مربوط به پلاک‌گذاری خانه‌ها و درگیری مأمورین شهرداری با صاحبان خانه‌ها بود؛ کاریکاتوری که افرادمخالف پلاک‌گذاری را مردمی کم‌خرد و خرافاتی نشان می‌داد.

سپس صلواتی تفسیرهایی که در این دوره از یکی از احادیث پیامبر دربارۀ آب خزینۀ حمام شده بود را شرح داد. گویا پیامبر اسلام حدیثی داشته که در آن به این اشاره کرده است که پیش از غسل باید یک مشت از آب خزینه را خورد. این حدیث محل بحث مخالفان و موافقان تحول حمام‌ها شد. مخالفان یا همان محافظه‌کاران می‌گفتند چون حمام نمره خزینه ندارد که بتوان آبش را خورد، غیراسلامی است. این البته یکی از دلایل آن‌ها برای مخالفت با این حمام‌ها بود. از طرف دیگر تحول‌خواهان بر این نظر بودند که منظور پیامبر از خوردن آب خزینه اشاره به تمیزی آب حمام بوده است؛ یعنی این‌که آب حمام باید آن قدر تمیز بوده باشد که بتوان از آن خورد.

در جمع‌بندی نقدهای وارده به معماری و شهرهای ایرانی در دوران مشروطه به مواردی همچون مسألۀ پاکیزگی یا همان حفظ‌الصحه در شهرها، نقد وضعیت حمام‌های سنتی، بی‌توجهی به حریم معابر و سعد معبر، بی‌توجهی به بناهای تاریخی، مقاومت کم سازه‌ای بناها، تنگی و کجی معابر، رفتار غلط شهروندان، تاریکی معابر، پله‌ها، وجود خرابه‌های زیاد درشهرهای ایرانی، ضعف فنی معماران، و بی‌توجهی به تعمیر بناها اشاره شد.

پس از بیان این نقدها، صلواتی بخش قابل توجهی از این نقدها را انعکاسی از خواست قانون در دوران مشروطه دانست. بسیاری از مسائل چون بهداشت، سدمعبر، و مسائل شهری که در نقدهای این دوره مطرح می‌شود انعکاسی از خواست قانون بود که از نظر بسیاری از مشروطه‌پژوهان،  بزرگ‌ترین خواستۀ مشروطه‌خواهان بوده است. مثلاً او ضابطه‌مندی و تیپیکال شدن معماری در دوران رضاخان را یکی از نتایج این خواست مشروطه‌خواهان دانست.

 

صلواتی در بیان دلایل مخالفت با تغییر معماری و شهرهای ایرانی به عواملی چون عادت‌های تاریخی، مخالفت با فرنگی‌مآبی، تعصب و خرافات و دلایل مذهبی اشاره کرد. او با اشاره به کتاب مشروطۀ ایرانی آجودانی گفت: « به نظر آجودانی، مدرنیته در ایران در دوران مشروطه تقلیل پیدا کرد و از سوی عوامل مختلف محدود شد. برای مثال می‌توان به رسالۀ یک کلمۀ مستشارالدوله اشاره کرد که در آن سعی شده است قوانین مدرن با قوانین اسلام تطبیق داده شود که این  امر منجر به درک نادرست مدرنیته شد. این قضیه در معماری این شکل خود را نشان می‌دهد که در بحث‌هایی که در نقد معماری و شهرهای ایرانی در این دوران می‌شده است، بیشتر از اشاره به کارایی و زیبایی الگوهای جدید معمارانه و شهری، بحث‌ها دربارۀ اموری از جمله بهتر غسل کردن در حمام‌های جدید یا توافق و مخالفت تحولات جدید معماری و شهر با قوانین اسلام بوده است». صلواتی نوع دیگر تقلیل‌ مدرنیته را تقلیل آن به وسیلۀ مفاهیم ناسیونالیستی دانست. او در توضیح این مسأله گفت: «از آن‌جا که فرنگی مآبی عنصر فرهنگی منفی بوده است گاهی برای توجیه تحولات جدید به خصوص در سال‌های پایانی این دوران از خود ایران مثال می‌‌آوردند؛ برای مثال در نشریۀ بهارستان که در سال ۱۲۹۹ شمسی منتشر شده، برای توجیه و تبلیغ پله‌های جدید از پله‌های تخت جمشید مثال می‌آورند و می‌گویند این گونه پله‌ها قبل از فرنگ در ایران سابقه داشته است».

صلواتی در پایان بحثش با اشارۀ دوباره به کتاب آجودانی رضا پهلوی را کسی دانست که از بعضی جنبه‌ها مطلوب مشروطه‌خواهان بود و گفت: «آن‌ها از میان سه خواستۀ آزادی، قانون و مدرنیزاسیون، آزادی را فدای قانون و مدرنیزاسیون کردند و رضا پهلوی، تبلور این دو خواسته بود». از نظر او این موضوع دربارۀ معماری نیز صدق می‌کند و تغییرات رضاشاه تغییراتی بوده است که خواست مشروطه‌خواهان و ایرانیان نخبه بوده است. اقدامات رضاشاه از قبیل خیابان کشی، ایجاد بلدیه قدرتمند، نظارت از بالا و چیزهایی از این دست همه از خواسته‌های مشروطه‌خواهان بود که انعکاس این خواسته‌ها را می‌توان در نقدهای تحول‌خواهان در دورۀ مشروطه مشاهده کرد.

علی پوررجبی

هیچ نظری وجود ندارد