معرفی پروندهٔ مانفردو تافوری

طبیعی است که اگر دانشجویان از گفتمان حاکم بر رشته‌شان به ستوه آمده باشند و به دنبال راه دیگری برای پژوهش در تاریخ معماری بگردند، در جست‌وجوهایشان با چهره‌ها و آثار تازه‌ای برخورد ‌کنند. آشنایی با تافوری حاصل همین جست‌وجوها بود، زیرا مسائلی که ما با آن کلنجار می‌رویم به مسائلی که او با آن سروکار داشت شباهت دارد.

پس از قدری جست‌وجو متوجه شدیم که در متون فارسی چندان خبری از تافوری نیست. چرا حتی نام او در کتب برخی از معماران ایرانی دانش‌آموخته در کشور ایتالیا نیز کمتر به چشم می‌خورد؟ چرا دانشجوی ایرانی باید موراتوری را بشناسد اما تافوری را نه؟ به‌نظر می‌رسد که نادیده‌انگاری تافوری، بهترین حربه برای جلوگیری از آشنایی دانشجویان با اندیشه‌هایش بوده است.

بنابراین، لازم بود که برای آشنایی با تافوری، به مسیر «پرخطر» معرفی او به‌مدد ترجمه وارد شویم. پرخطر از این رو که ممکن بود و ممکن است که به بی‌راهه رویم.‌ نخستین بی‌راهه این است که با خرده‌دانشمان دربارهٔ تافوری به نمایندهٔ خودخوانده و انحصاری او در ایران بدل‌‌ شویم، کما اینکه امروزه در جامعهٔ معماری بسیاری از متفکران غربی نمایندگانی دارند که از نام آنان در سخنرانی‌هایشان برای تبلیغ فلان معمار ایرانی بهره می‌برند؛ مسئله‌ای که خود تافوری عمری را صرف مقابله با آن کرد. اگر بتوان یک موضوع را به‌روشنی در اندیشهٔ تافوری شناسایی کرد آن چیزی نیست جز مخالفت صریح او با بهره‌برداری و استفادهٔ ابزاری از تاریخ معماری در جهت تولید فرم یا توجیه برنامه‌ی معماری مدرن. نام «مانفردو تافوری» نباید به برندی لوکس در بوتیک معماران معاصر ایرانی تقلیل یابد.

دومین بی‌راهه همان است که برخی از محافل علمی در ایران طی می‌کنند؛ محافلی که رادیکال‌ترین اندیشه‌ها را مُثله و سپس لاشه‌اش را در چارچوب‌هایی سفت‌وسخت قفسه‌بندی می‌کنند تا آن را به موجودیتی بی‌آزار فروکاهند. احتمالاً این محافل علمی نیز دیر یا زود دانشجویی را مأمور شناسایی تافوری خواهند کرد تا صلاحیت تفسیر و تحلیل سخنان او به «متخصصان تافوری‌شناسی» منحصر شود. این هم نوع دیگری از مصادره تحت لوای مفهوم تخصص و تعمق علمی است. در چنین محافلی، شناسایی تافوری در بهترین حالت می‌تواند وظیفه‌ای باشد که از «بالا» به دانشجو محول شده است نه برخاسته از نیازی درونی. این محافل که ظاهراً با بدل‌شدن اندیشه‌ها به کالاهای مصرفی به‌شدت مخالفند، آن ایده‌ها را چونان مومیایی‌های ارزشمندی در‌ داخل گنجینهٔ دانشوری محبوس می‌کنند.

با عنایت به خطر این دو بی‌راهه، باید صادقانه بگوییم که این پرونده چیزی فراتر از نخستین قدم‌ها به قصد آشنایی با راه پر پیچ‌وخم شناخت این متفکر شورشی نیست. به بیان دیگر، این پرونده نه ادعای شناخت تمام و کمال تافوری را دارد و نه مترجمانش به اعتبار شناخت جزئی‌شان از تافوری خود را متخصص و صاحب‌نظر می‌خوانند.

امیدواریم که اهالی معماری بتوانند نسبتی میان دلمشغولی‌های انضمامی‌شان با اندیشه‌های تافوری برقرار کنند. در غیر این صورت کوشش ما برای معرفی تافوری یا هر متفکر دیگری اساساً بی‌معنی است.

مشخصات پروندهٔ تافوری:

شمارهٔ ۳۴ فصلنامهٔ همشهری معماری

۱- تافوری و ما؛ جستاری در باب لزوم شناختن تافوری برای یک دانشجوی معماری متأهل سی‌ساله در ایرانِ سال ۱۳۹۵، نوشتهٔ علی جاودانی
۲- پرتره‌ای از تافوری؛ مصاحبهٔ ژرژ تسو و پائول هنینگر دربارهٔ میراث اندیشهٔ تافوری، برگردانِ کامیار صلواتی
۳- مانفردو تافوری؛ از نقد ایدئولوژی تا خردتاریخ‌ها، نویسنده: کارلا کیوانیان، برگردانِ محمدمهدی طاهری
۴- مانفردو تافوری یا بازنگری از دید انسان‌گرایی، نویسنده: آلبرتو آزور روزا، برگردان یاسمین نعمت‌اللهی
۵- تاریخ پساکارگزارانه، نویسنده: مارک ویگلی، برگردانِ محمد نخعی

مجید میرنظامی

هیچ نظری وجود ندارد