مسجدجامع کوهپایه

در مناطق شرقی اصفهان و شهر و روستاهای کوچک این منطقه، گه‌گاه آثاری را می‌توان یافت که پیش از هر چیز دلیلی بر این گزاره‌اند که جست‌و‌جوی شواهد تاریخی تحولات مساجد، باید مقیاس گسترده‎تر از مساجد شاخص شهرهای شاخص داشته باشد. ماکسیم سیرو نیز که گویا متوجه این امر بوده، در روند کاوش‎های خود در مسیر جاده‎های تاریخی، بررسی‎هایی روی این گونه مساجد در مناطقی چون کوهپایه و قهی انجام داده است.

مسجدجامع کوهپایه در هفتاد کیلومتری شرق اصفهان و در شهر کوهپایه قرار دارد؛ با گنبدی که ساختش بسیار ناشیانه به‌نظر می‎رسد، در طرح کنونی‌اش، از حیاط، ایوان، گنبدخانه، رواق و شبستان متشکل است. گشتی در مسجد به‌سهولت بیا‎ن‌گر مجموعۀ نشانه‎های واضحی از دوره‎های متفاوت تاریخی در این بنا است. نقطۀ شروع، چنان‌که سیرو نیز بیان می‎دارد، قاعدتاً باید گنبد یا بهتر بگوییم چارطاقی مسجد باشد. سیرو با این پیش‌فرضِ آشنا آغاز می‎کند که هستۀ اولیۀ مسجدجامع کوهپایه یک چارطاقی ساسانی بر روی صفّه و آزاد از هر طرف بوده است: «بر روی یک صفه که از تمام قسمت‎های اطراف مجزاست، یک چارطاقی بنا گردیده بود که از لحاظ ابعاد شبیه چارطاقی یزدخواست بوده‎است (سیرو، ۱۳۵۹، ۵۶).

 

ابعاد ته‌رنگِ چارطاقی تقریباً شش‌متر در شش‌متر است. فضای داخلی گنبد شامل گوشه‎سازی و محراب گچ‎بری‌شده و منبر است که از سه سمت،  شرقی و غربی و شمالی، به سایر فضاهای مجاور راه می‎یابد. از این میان تنها شالوده‎های چارطاقی را می‎توان ساسانی دانست. محراب و گوشه‎سازی‎ها و فرمِ کنونی چارطاقی، به احتمال قوی از دورۀ ایلخانی است. سیرو با قطعی شمردن ساسانی بودن شالوده و بنیاد مسجد، روندی شبیه به روندِ تحول آشنا و کلیشه‌شدۀ مسجد ایزدخواست را ارائه می‎دهد: دهانۀ جنوبی برای ساخت محراب مسدود گردیده و بعدها طرح اصلی با حیاطی رواق‎دار تکمیل می‎شود.  در نگاه به محراب، اختلاف جهت با قبله در کاشی کاریِ کف هم انعکاس یافته است. طوری که راستای عمود بر ضلع چارطاقی نسبت‌به جهت قبله، به‌سمت غرب انحراف دارد.

طرح تحلیلی سیرو، همان طور که مقالۀ «سیر تطور مساجد روستایی در اصفهان» نشان می‎دهد، متکی است بر بازشناسی و تفکیک تعدادی الگو که سابقۀ تاریخی دارند و سپس تلفیق آن‎ها در بازۀ زمانیِ چند قرن. بر این مبنا، در مورد این مسجد، از نظر او الگوی چارطاقی که تازه به هیبتِ مسجد درآمده، با طرح رایج قرون اولیۀ اسلامی که عبارت از شبستان و حیاط است درمی‎آمیزد.

اما اگر  از چارطاقی به سمت شمال حرکت کنیم، فضای بلافصل بَعدی فضایی است کشیده که اتفاقا آن را «طنبی» می‎خوانند. در انتهای سمت شرقی این فضا، سقف آهنگی است که هنوز هم فرم «مازه‎دار» خود را حفظ کرده است. به‌این‌ترتیب شاید تردیدی نباشد که این قسمت از قدیمی‌ترین فضاهای مسجد است.  این فضا در ورودی فضایِ چارطاقی، با قبّۀ کوچکی پوشانده شده که از طرف شمالی خود از طریق دالانِ پهنی با سقف آهنگ که آن هم «مازه‌دار» است، به حیاط می‎رسد. جداره‎سازی کنونیِ حیاط، این امکان را از بین برده است که بتوان این دالان را از حیاط تشخیص داد. دالانی که با احتساب ارتفاع و قرارگیری‌اش در محور میانی حیاط، احتمالاً  یک «ناوِ میانیِ» است؛ شبیه به آنچه در مساجد قرون اولیه رایج بوده است. نمونۀ مشابه آن را می‎توان در مسجد جامع نایین دید.

آن طور که سیرو گزارش می‎دهد، با توجه به بقایای پایه‎ها و قوس‎ها، با قاطعیت می‎توان گفت که نمای شمالی نیز چون نمای جنوبی حیاط، شامل سه دهانه طاق بوده است که طاق مرکزی احتمالاً بزرگ‌تر بوده و دهانۀ عریض‌تری داشته و پوشش آن هم طاق‌آهنگ بوده است. در دورۀ ایلخانی، ایوانی به‌جایِ کالبد پیشین ساخته می‎شود. علاوه بر این اضلاع دیگر حیاط مستطیل شکل مسجد، هر کدام از پنج دهانه متشکل بوده است.

سیرو حتی حدسی غریب نیز می‎زند که ممکن است بتوان دو محور شمالی-جنوبی و شرقی-غربی نیز قائل شد که می‎توانسته‎اند صورتی از الگوی چهارایوانی را داشته باشند. بدین‌ترتیب مسجد در طرح قرن دومی خود ممکن است چهارایوانی نیز بوده باشد که بنابراین نمونه‎ای بسیار متقدم‎تر از مساجد چهارایوانی شاخص سلجوقی چون جامع اصفهان و جامع زواره است.

ویژگی جالبِ‌توجه دیگر این مسجد زیرزمین آن است که فرمی همانند چارصفه‌ها دارد و در نقشۀ سیرو در محدودۀ حیاط علامت‌گذاری شده است. این زیرزمین به سیاق بسیاری نمونه‎های دیگر از مساجد حوزۀ کویر مرکزی ایران، مثل جامع اردستان و جامع نایین، فضایی برای استفاده در زمستان است.
در نتیجه طبق تحلیل سیرو تحولات طرح این مسجد را می‎توان به این صورت بیان کرد:
– تبدیل چارطاقی به مسجد با پوشاندن ضلع جنوبی با محراب؛
– گسترش مسجد با تلفیق چارطاقی با حیاط رواق‌دار (چهار دهلیز شاخص‌تر میانی در چهار ضلع حیاط- صورتی از چهار ایوانی؟) و شبستان شرقی مسجد («چهل‌ستونِ مسجد» آن طور که در کتیبۀ ورودی نوشته شده) در قرن دوم هجری؛
– در این برهه در دو طرف شرقی و غربی چارطاقی، فضایی وجود ندارد؛
– در دورۀ سلجوقی، مناره اضافه شد و ضلع شرقی و غربی هم مسقف شدند؛
– ایوان شمالی در دورۀ مغول اضافه شد؛
– بر پایۀ چارطاقی اصلی، گنبد کم‌خیز کنونی سوار گردید؛
– قدمت منبر: ۹۳۵ ه.ق.

منابع:
– سیرو، ماکسیم. ۱۳۵۹. « تطور مساجد روستایی در اصفهان»، ترجمۀ کرامت‌الله افسر، مجلۀ اثر، ش۲ و ۳ و ۴، ص۱۴۰ تا ۱۵۹.
– عکس‎ها از ا. افلاکیان

احمد افلاکیان

هیچ نظری وجود ندارد