شهر خاموشِ از یاد رفته: شهرِیری در اردبیل

اولین بار چند سالِ پیش در راهروی کتابخانه شهرمان عکسش را دیدم. از شما چه پنهان که آن را خودم ندیدم، دوستم دید و صدایم کرد که «این سنگ عکس کجاست؟ چه دوره‌ای؟ چه زمانی؟» شاید بیشتر دانشجویان معماری با این موضوع آشنا باشند که وقتی برای کنکور تاریخ معماری خوانده‌ای، بادی در گلو انداخته‌ای و برای دوستانت تاریخ معماری غرب را از دورهٔ نوسنگی و نقاشی روی غا‌رها شروع کرده‌ای تا به دورهٔ لوکوربوزیه یا شاید بعدتر هم رسیده‌ای، دیدن عکسی از یک استل ( آن زمان حتی نمی‌دانستم به لوحهٔ سنگی ایستاده منقوش با تصاویر انسانی اِستل می‌گویند) که نه آن را دیده‌ای و نه نامش را شنیده‌ای در شصت کیلومتری شهَرت چنان آشفته‌ات کند.
شروع به جست‌وجو در اینترنت کردم. با آمدن هرعکس تعجبم بیشتر می‌شد: این همه استل این‌جاست؟ همین‌جا؟ پس چرا من در طولِ زندگی‌ام در این شهر و در آن چهار سال درس خواندن در دانشکدهٔ معماری، آن‌ هم در اردبیل با دانشجویان بومی و استادان بومی، شهرِیری را ندیده‌ام و نامش را نشنیده‌ام؟ مگر این‌جا شهر من نبود؟ از آن بدتر آن بود که ما در دانشگاه تاریخ معماری می‌خواندیم، عکس بسیاری از محوطه‌های باستانی را در کتاب‌ها دیده بودیم و محوطه‌ای باستانی در همین شهرمان بود که ما حتی نامش را هم نمی‌دانستیم.

پوسترِ مربوطه به دادن اطلاع کوتاهی بسنده کرده بود: «اردبیل، شهریری (۱) !» به همین وضوح، انگار که برای همه مشخص باشد، مثلِ «اردبیل، کوه سبلان»!
دوبار به این شهر از یاد رفتهٔ خاموش رفتم. بار اول هیچ تصورِ مشخصی از جایی که به آن می‌ٰرفتم نداشتم. به نظر می‌رسید که اگر از نظر میراث محوطه‌ای تاریخی و با ارزش بود، حتماً میراث‌ فرهنگی محترم شهر نام آن را در کنار دیگر بناهای تاریخی اردبیل می‌گذاشت، اما آنچه که آن‌جا بود باعث شگفتی بود: محوطه‌ای باستانی آن هم با قدمتِ هفت هزار سال پیش از میلاد. به نظر می‌رسد در ارزش‌گذاری بناهایِ تاریخی قدمت در اولویت میراث فرهنگی نیست، چون آن محوطه را به  سربازی سپرده‌ بودند که بیشتر مشغول گذراندن دوران سربازی خود بود و هیچ تصوری از ارزش آن‌جا نداشت. آنچه که در نظر اول تجلب توجّه می‌کرد سنگ‌های برافراشتهٔ بسیار زیادی بود که روی آن‌ها تصاویری شبیه انسان در اندازه‌های مختلف منقوش شده بود. معبد شهر سالم مانده است و به‌همین‌دلیل معدود افراد آن‌جا اطراف معبد بودند. می‌شد خیلی راحت رفت و کنار استل‌ها عکس یادگاری انداخت، شانه‌به‌شانه و دوش‌به‌دوش آن‌ها. شما احتمالا این تجربه را از دست خواهید داد چون این بار به جای سرباز، نگهبانِ بومی‌ای آن‌جا بود که به هزینهٔ خودش دور تا دور معبد و محدودهٔ آن را با ریسمان مشخص کرده بود. سازه‌ای بتنی دور محوطه جا خوش کرده بود که احتمالاً برای ساختن سازه‌ای برای حفاظت از این اِستل‌ها بود. چه‌ عالی! دستشان درد نکند، امّا مگر می‌شود روی محوطه‌ای باستانی که زیرش هم کاوش نشده است بنایی بتنی ساخت؟ مگر می‌شود این‌گونه به این محوطه آسیب وارد کرد؟


به نظر می‌رسد بهترین کاری که می‌توانیم برای جلوگیری از نابودی شهریری بکنیم این است که برویم و شهریری را ببینیم، برویم و آن را زنده نگه داریم که شاید رفتن ما مسیر خاکی و بسیار ناهموار آن را که معدود بازدیدکنندگان را ممکن است از رفتن منصرف کند، درست کرد، شاید رفتن ما دخل و تصرف در محوطه باستانی را کم کند و باعث شود آن سازه‌های بتنی را بردارند و به فکر ثبت این محوطه و حفظ آن با اصولِ درست باشند، شاید رفتن ما جای شهریری را در پوسترهای گردشگری اردبیل باز کند، برویم شهریری را ببینیم که شاید…

 

پانوشت
۱- شهریری محوطه‌ای باستانی نزدیک شهرستان مشگین‌شهر اردبیل است. وسعت این محوطهٔ باستانی چهارصد هکتار است و از سه قسمت دژ نظامی، معبد و قوشاتپه تشکیل شده است. قدمت قلعه و معبد آن به ١۴۵٠ سال پیش از میلاد و قوشاتپه به هفت‌هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. ۵۳۷ استل در این محوطه وجود دارد و دکتر نوبری، باستان‌شناس این محوطه تاکید کرد که این تعداد استل در یک محوطه در هیچ‌جای دنیا مشابه ندارد. دکتر نوبری نکتهٔ قابل توجه دراین استل‌ها را در این دانست که تمامی آنها دارای چشم و بینی هستند و به‌جز یکی بقیه دهان ندارند. به‌گفتهٔ وی این موضوع ممکن است به سکوت انسان در پرستشگاه‌ها مربوط باشد. نوبری اندازهٔ متفاوت استل‌ها را بیانگر طبقه اجتماعی آنها دانست و تمامی این استل‌ها در دو نوع مسلح و بی‌سلاح شناسایی شده‌اند. استل‌های غیرمسلح شمشیر را به‌صورتی متفاوت در دست گرفته‌اند (سخنرانی دکتر علیرضا هژبری‌نوبری در دانشکدهٔ معماری دانشگاه تهران، چهارم آبان‌ماه ۱۳۹۵).

از آن‌جایی که تابلوهای کافی وجود ندارد، برای رفتن به شهریری باید خودتان حواستان جمع باشد چون ممکن است از آن رد شوید. در شصت‌کیلومتری اردبیل به طرف مشگین‌شهر یک تابلو به طرف روستای پیرازمیان و محوطهٔ شهریری وجود دارد. برای رسیدن به محوطه باید از داخل روستا رد شوید. روی دیوارهای روستا مردم برای شما کروکی و نشان کشیده‌اند تا بدانید به کدام طرف باید بروید. بعد از رد شدن ماشین از جوی آب، به شهریری می‌رسید.

مهسا نوری سولا

هیچ نظری وجود ندارد