دربارۀ مدرسۀ شاهِ مشهد غرجستان

شاهِ مشهد مدرسه‌مقبره‌ای است که در دشت مرغاب، ولایت بادغیس در شمال‌غرب افغانستان کنونی، واقع است. این بنا را غوریان ساختند: سلسله‌ای که در دوران اوج قدرت خود، هرچند دولتی مستعجل بود، از فیروزکوه و بامیان و نیشابور تا دهلی و بنارس و کوهپایه‌های هیمالیا را زیر سیطرۀ قدرت نظامی خود گرفتند و از معماری، به‌عنوان رسانه‌ای برای جلوۀ چیرگی قدرتشان بهره بردند؛ تا اینکه قدرت خوارزمشاهان بر آن‌ها غالب شد و نهایتاً هم با حملۀ مغولان نابود شدند. غوریان از خانوادۀ شنسبانی‌ها بودند. وقتی غوریان به لطف پیروزی‌های نظامی‌شان مشهور شدند، ملازمان دربار و نسب‌نامه‌نویسان، به‌قصد اعتبارافزایی بر این فرمانروایان خراسان، خاندان شنسبی را با گذشتۀ استوره‌ای ایرانیان هم‌بند کردند و نسب این خانواده را به ضحاک رساندند؛ بدین‌صورت که اعقاب ضحاک بعد از چیرگی فریدون بر او و به پایان رساندن یک هزاره خودکامگی‌اش، در غور ساکن شدند. آن‌ها به‌قصد نسبت‌دهی خودشان به اسلام هم ترفندی پیاده کردند و خود را در چارچوب اسلام با این قصّه گنجاندند که مهترشان (شنسب) به‌دست علی‌بن‌ابی‌طالب اسلام آورده است؛ متعاقباً هم به ابومسلم خراسانی در قیامش علیه خلیفۀ اموی یاری رساندند.

 

شاهان غوری به تحصیلات مذهبی عنایتی ویژه داشتند و مدرسه‌های بسیاری ساختند؛ دست‌کم هفت مدرسه در نواحی تحتِ‌تسلط غوریان فعالیت می‌کردند: غور مدرسۀ شاهِ مشهد و مدرسۀ افشین را داشت؛ بامیان دو مدرسه داشت که سراج‌الدین منهاج آن‌ها را اداره می‌کرد؛ در هرات و در مجاورت مسجد جامع، مدرسۀ غیاثه قرار داشت که مَدْرس امام فخر‌الدین رازی بود؛ سیستان مدرسۀ سرحوض را داشت؛ در مولتان واقع در پاکستان امروزی، مدرسۀ فیروزی قرار داشت که مُدرّس آن منهاج‌الدین جوزجانی صاحب کتاب طبقات‌ناصری بود و نهایتاً دهلی هم مدرسۀ معزّی را داشت. احتمالاً شاهِ مشهد نخستین این مدرسه‌ها باشد زیرا مقبرۀ یک شاه غوری هم در آن قرار دارد (سلطان سیف‌الدین محمد فرزند سلطان علائدین‌حسین). بر اساس کتیبۀ بنا، این مدرسه را در طی سال‌های ۵۶۱ تا ۵۷۱ هجری‌قمری ساخته‌اند.

 

بنای شاهِ مشهد بر سمت چپ کرانۀ رود  مرغاب واقع است، رودی که به‌سوی شمال جاری‌ست. نخستین گزارش‌ها از این مدرسه‌مقبره را در سال ۱۹۷۱ منتشر کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد که هم ارتش مغول و هم چوپانان محلی عنایتی به این بنا داشته‌اند و بعضی جاهایش را خراب کرده‌اند. مدرسۀ شاهِ مشهد در کنار چشت‌شریف، منار جام و جامع هرات بهترین نمونۀ تزئینات معماری غوریان در افغانستان است. بانی مدرسۀ شاهِ مشهد یکی از زنان دربار غوریان بوده است؛ گواه این مدعا کتیبه‌های بناست که به‌رغم خراب‌شدن بخشی از کتیبه، ضمیرهای استفاده‌شده در آن ضمیرهای مؤنث هستند: «امرت ببنا هذا المدرسه المبارکه … الملکه/السعیده (؟) المعظمه العالمه». هرچند آن‌که در این بنا دفن شده احتمالاً یک مرد است؛ زیرا کتیبۀ دیگری هم در مدرسه هست که باتوجه به ضمایر واژه‌های آن، دعای باریدن نور بر قبر یک مرد می‌کند (نورالله مرقده). به‌هرحال از کتیبه‌های برجای‌مانده در شاهِ مشهد فعلاً به همین اندازه‌ای باقی مانده که از ساختار فعل‌ها و بعضی واژه‌ها پِی به حدودی از امور معطوف به بنا ببریم و چه‌بسا زین‌پس تدقیق در متون تاریخی راه‌گشای فهم بهتر آن باشد.

 

شاهِ مشهد نقشه‌ای مستطیلی دارد که بر محوریت یک میانسرا بنا شده است. دسترسی به حجره‌ها و مدرس و نمازخانه همگی از طریق همین میانسرا امکان‌پذیر است. ابعاد این میانسرا ۲۴.۸ در ۲۶.۶ مترمربع است.  تزئینات آجری هندسی و کتیبه‌های کوفی بنا را مزیّن کرده‌اند. این تزئینات در تداوم سنت معماری غزنه ساخته شده است. شاهِ مشهد پلانی متقارن دارد که محور این تقارن، شمالی‌جنوبی است. اتاق‌های بزرگ‌تر مجموعه در دو جبهۀ شمالی و جنوبی بنا واقع بوده‌اند و حجره‌های طلبه‌ها هم در دو سوی شرقی و غربی ساختمان. معماری و تزئینات شاهِ مشهد مشابه دو بقعه در شمال افغانستان است که در سدۀ پنجم هجری (۴۲۱-۴۳۲ ه.ق) و در دوران حکمرانی سلطان مسعود غزنوی ساخته شده‌اند و از این منظر بر شاهِ مشهد مقدم‌اند. بعضی از قیاس این سه بنا، چنین حکم داده‌اند که معمار این‌ها یک نفر بوده است؛ در این صورت، معمار بنای شاهِ مشهد هم ابونصرمحمدبن ‌احمدبن‌محمود است.

 

منابع:

  بلیر، شیلا. ۱۳۸۷. « مدرسه زوزن . معماری اسلامی در شرق ایران در سحرگاه تهاجم مغول»، ترجمۀ میثم جلالی، مجلۀ تاریخ‌پژوهی، ش۳۶و۳۷.

  Bosworth, C. Edmond. 2012. Iranica, “Ghurids”.

  Najimi, Abdul Wassay. 2015. “The Ghurid Madrasa and Mausoleum of Shah-i Mashhad Ghur.” In Iran LIII. Oxford: The British Institute of Persian Studies

 

 

محمدمهدی طاهری

هیچ نظری وجود ندارد