داستان معماری: تاریخ آیندهٔ معماری ایران

ین نوشته تلاش دارد تا با ترکیب وضعیت‌های داستانی و تاریخی، تصویری از وضعیت معماری آیندهٔ ایران –احتمالاً معماری ۱۴۲۰ تا ۱‍۴۳۰ هجری شمسی- را ارائه و تحلیل کند. قبل از پرداختن به اصل مطلب خویش نکته‌ای مهم را که برای فهمیدن آن لازم است ذکر می‌کنم: در این نوشته هرجا که از دورانی همراه با واژهٔ “«قبلاً» یا «قبلی» ذکر می‌شود، منظورِ من دوران کنونی ماست که در آن نفس می‌کشیم و در آن زیست می‌کنیم. متعاقبِ این پیش‌فرض، افعال گذشته به کار برده شده به این دوره –فرض کنید دوران بعد از انقلاب اسلامی از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵- اشاره دارند. به‌همین ‌ترتیب مثلاً اگر فعل «بوده بوده است» را استفاده کنیم یعنی به دوران قبل‌تری اشاره داریم، مثلاً دوران قاجار. در بررسی معماری آیندهٔ ایران از دو شاخه به آن خواهیم پرداخت: نخست مقدمه‌ای از تاثیرات اجتماعی که مقدم یا حداقل متاثر بر معماری است خواهیم گفت، و در شاخهٔ دیگر به تأثیرات پیشرفت‌های تکنولوژیک موثر در شکل‌دهی به معماری آینده می‌پردازیم.

در این دوران بلوغ سیاسی جامعهٔ ایران در پی زدوبندهای سیاسی بعد از فوت آیت‌الله خامنه ای رهبر سیاسی- اجتماعی دوران قبلی به اوج خویش می‌رسد. از پی این رویداد، طبقاتی از جامعه که نیاز به حضور موثرتر خویش در تصمیمات اجتماعی می‌بینند دو راه بیشتر ندارند: یا همچون گذشته خود را در جریان‌های تعریف‌شدهٔ گذشته جا بزنند و به آن راضی باشند یا برای مطالبات اصلی خویش بجنگند و گفتمان‌های خویش را وارد فضای سیاسی- اجتماعی ایران کنند. پیش‌بینی و فرض نگارنده حالت دوم است و نتیجهٔ آن را رشد محسوس طبقه متوسط و بزرگ شدن بیش از پیش از آن می‌داند، چنانکه در دوران آینده بیشتر تأثیرات و تصمیمات سیاسی-برخلاف دوران قبل- تابع برآیند نظر این گروه خواهد بود.
تاثیر این رشد اجتماعی در درازمدت در شیوهٔ زیست اکثریت جامعه و نتیجتاً در معماری قابل ردیابی خواهد بود. فضاهایی جدید به خانه‌ها افزوده می‌شود. دیگر فضاهای قبلی که شامل پذیرایی‌های بزرگ و تشریفاتی و شاید به‌دردنخور، نشیمن‌های کوچک و آشپزخانه‌های مجهز بود بر شیوهٔ زیست و معماری سیطره ندارد و در انواع دگردیسی به فضاهای کوچک‌تر و کاربردی‌تر اما با تعداد بیشتر در یک خانه تبدیل خواهند شد. گفت‌‌وگوها و مناسبات اجتماعی از قالب‌های سنتی که با محوریت خانواده ها شکل می‌گرفت بیرون خواهد آمد و به مقیاس‌های کوچک‌تر اما بیشتری تغییر شکل پیدا می‌کند.همین تأثیر در معماری نیز، اگرچه نه خیلی پررنگ، قابل ردیابی است.

در مرتبهٔ بعد باید به تأثیرات تکنیکی اشاره کنیم؛ امّا لازم است قبل از آن به عامل پیوند دهندهٔ این دو شاخه –یعنی پیشرفت‌های اجتماعی و پیشرفت‌های تکنیکی- بپردازیم. در دورهٔ قبلی می‌توان آثاری از معماری در فضاهای مجازی را ردیابی کرد که در آن‌ها فروم‌ها و محل‌های بسیار زیادی در شبکه‌های اجتماعی برای گفت‌وگو و تبادل نظر و به‌طور خلاصه برای «عمل اجتماعی» تشکیل شده بود. این وضعیت حاصل پیشرفت‌های تکنیکی آن دوران و نیاز به کنش سیاسی- اجتماعی در جامعهٔ ایران بود که بیشتر در فضاهای برساختهٔ مجازی محل بروز یافته بود.

در آینده رشد تکنیک‌ها در حوزه‌های مختلف بر معماری تأثیر بسیاری می‌گذارد. اهم آن‌ها تأثیر «مجازی‌سازی» در شکل‌دهی به جنبه‌های مختلف معماری است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. از جملهٔ این مجازی‌سازی‌ها را می توان در تکنیک واقعیت مجازی که توسط دوربین‌های مخصوص به این کار در دوران قبلی آغاز شده بود ردیابی کرد. به‌نوعی این مجازی‌سازی میراث‌دار همان رشد تکنیکی اولیه در دورهٔ قبل بود. تأثیرات رشد تکنولوژیک بر حوزه‌های مختلف مرتبط با مطالعهٔ معماری، تاریخ پژوهی و خلق معماری را می‌توان در رده‌های زیر دسته بندی کرد:

‍‍۱- نقش توصیف را در تاریخ‌نگاری‌های آینده بسیار کمرنگ می‌کند. تاریخ‌پژوه با افزوده‌شدن امکانات بازنمایی به روش‌های واقعیت مجازی عملاً نیازی به توصیف بناهای قبلی نمی‌بیند، آنچه که نوشته می‌شود تحلیل‌هایی است که مثلاً از تغییرات سیاسی- اجتماعی- فرهنگی در ایران رخ نموده است، یعنی آن‌دسته از تغییراتی که کمتر جنبه بصری-هنری داشته‌اند.

۲- بالارفتن نقش تحلیل باعث نقد بیشتر فضای معماری گذشته می‌شود. مشاهدهٔ احتمالی یک در هزارِ یک بنای فاخر در میان بناهای ساخته شدهٔ معمولی به تاریخ‌پژوه این بینش را می‌دهد که حداقل بداند مطالعه دربارهٔ معماری «خانهٔ شریفی‌ها» اثر معمارِ قدیمی آقای علیرضا تغابنی، مطالعهٔ معماری دورهٔ قبل در معنای واقعی آن نیست، بلکه مطالعهٔ قشری کاملاً متمایز از بدنه‌ٔ اصلی و فضای جاری جامعهٔ دوران قبلی است. اینک یا تاریخ‌پژوه همچنان بر سنت تاریخ‌دانان قبلی و به به و چه چه کردن یا تفاخر دربارهٔ بناهای فاخر ساخته شده –احتمالا با گوشت و خون مردم- باقی خواهد ماند یا خود را میراث‌دار طیف جدیدی از مورخانی خواهد دانست که در دورهٔ قبلی به‌عنوان خرده‌تاریخ‌نگاران کار خویش را آغازیده بودند. دستهٔ دوم مثلاً از تاثیرات کنش‌های معمارِ دوره قبل، پویا خزائلی در روستاهای طبس، یا از تاثیرات بردن جایزه پرایتزکر توسط الساندروا آراونا و ایجاد جنبش‌های کوچک بر روی معماری عمومی و تودهٔ کشور می‌گوید که در دورهٔ قبلی و با سازوکار تبلیغاتی جاری در فضای معماری آن همسو نبود و حرف دیگری داشت.

۳- اگر واقعیت، روش و روایت را سه رکن اصلی تاریخ‌نگاری بدانیم. (واقعیت =x، تحلیل یا روش= رابطه یا (F(x، و روایت = محصول یا Y) نقش قواعد جدید ریاضی پررنگ‌تر می‌شود. دیگر اتخاذ روش‌های قبلی با قواعد خطّی شناخته‌شده پاسخ‌گوی قانع‌کننده‌ای برای دوران آینده نیستند. این به‌صورت ساده یعنی نقد بیشتر روش‌های تاریخ‌پژوهی در دوران قبلی و اتخاذ روش‌های نوین یا تکمیل‌کننده. پرداختن به واقعیات تاریخی دگرگون خواهد شد و تاریخ اکنون مثلاً می‌تواند در آینده سیر کند به شرطی که گزاره‌های مقدماتی به‌کار برده شده در «تاریخ آینده» تابع روشی منطقی و متناسب آن گزاره‌ها باشد.

۴- اینک بسیاری از فضاها با مصالح محسوس ساخته نمی‌شوند، فضاها متداخل و درهم‌تنیده خواهد شد. دیوار به‌عنوان عامل جداکننده وجود نخواهد داشت. حریم‌ها، جای مبلمان، میز کار و غیره همه جنبهٔ مجازی پیدا خواهند کرد و به‌راحتی قابل تغییرند. نتیجهٔ این وضعیت دو چیز است:

۴-۱- رشته‌هایی همچون مرمت، مطالعات معماری و شهرسازی در دوران آینده ناگزیر از بازبینی دوبارهٔ خویش خواهند شد، فضاها به‌شدت فردی می‌شوند و قرائت هر فرد در کنار مشاوره با معمار خویش به راحتی می‌تواند یک فضای معماری بیافریند.

۴-۲- در دوران آینده فرآیند طراحی معماری در یک گفت‌وگوی میان معمار و تک‌تک کاربران یک بنا و نه صرفاً با کارفرمای دوران قبلی –به‌عنوان نمایندهٔ تمام کاربران- شکل می‌گیرد.

گزینهٔ ۴ در این معنا نیست که عملاً هیچ چیزی ساخته نمی‌شود! چالش اصلی هم در این دوره دقیقاً در همین‌جاست. مرز میان ساختن و پنداشتن کجاست و رابطهٔ این دو با هم چیست؟ اینک بحث معماری «جزئیات جنایت است » آدولف لوس نیست، اینک بحث بر سرِ حدود ساخت بنا است. نویسنده پیش‌بینی می‌کند که فضاهای ساخته شده با مصالح واقعی در معماری آینده به تعیین حریم‌های کلّی برای کُلُنی‌ها یا جوامع هم‌نظر محدود می‌شود. مثلاً ساختمان‌ها نسخهٔ ابتدایی‌تری از جنبش متابولیسم ژاپن خواهند شد، یعنی صرف تعیین چارچوب‌ها و اسکلت‌ها! ساختمان‌هایی با طبقاتی با مصالح خام اولیه، صرفا دارای کف و سقف.

۵- هندسهٔ جاری بر فضاهای معماری مورد بازبینی قرار خواهند گرفت. آیا مثلاً چیزی به نام هندسهٔ کوانتومی جایگزین هندسهٔ اقلیدسی یا نااقلیدسی استفاده شده در دوران قبل خواهد شد؟! به‌هرترتیب اینک ما نیاز به تعیین هیچ حریم هندسی در فضاهای داخلی، یا بهتر بگویم، بر فضاهایی که بر آن‌ها مالک هستیم نداریم. پس دعوای اصلی بر سر همین خواهد بود، یعنی رابطهٔ مالکیت زمین و وجود هندسی آن. مفهوم مالکیت همراه با تغییر مفهوم هندسه در فضاهای معماری دستخوش تغییرات اساسی می‌شود. معماری آینده بر شهر آینده متقدم می‌شود و مفاهیم شهر و شهرسازیِ دوران قبلی نیز تغیر پیدا می‌کنند. مالکین قبلی اینک مجبور به تکان دادن اذهان خسته و فروماندهٔ خویش خواهند شد. باید به فکر چاره‌ای برای دور زده شدن تاریخی خویش باشند. بقای شهرهای دوران قبلی وابسته به بقای مالکیت قبلی خواهد بود. مشاورین املاک در دوران آینده در نقش مشاورین اذهان نقش بازی می‌کنند و نقش واسطه‌گری و دلالی این صنف در این دوران به حداقل خویش می‌رسد، چراکه اکنون کاربر در آفرینش بنا سهم دارد و صرفا انتخاب‌کننده و مصرف‌کننده نیست.

۶- تا به این‌جا فرض بر آن بود که این تأثیرات اجتماعی- تکنیکی برای عموم جامعه ایران در آینده چه تاثیراتی داشته است. اما پیش‌بینی معماری قشر فرودست و قشر ثروتمند (به عنوان دو لایه با اقلیت محسوس) چگونه خواهد بود؟

لایهٔ فرودست

به نظر می‌رسد همچنان لایهٔ فقیر و فرودست جامعه از همان متدها و روش‌های قبلی ساخت مثل اسکلت بتنی، فلزی، آجر، سیمان، اندودهای گچی و … استفاده می‌کند. فضاها همان است که قبلاً بوده . البته چون این قشر در اقلیت خواهند بود پس تعداد کارگاه‌های ساخت و روش‌های ساخت به‌شدت تقلیل می‌یابند. این روش مخصوصاً در روستاها و معماری بومی مناطق مختلف ایران بیشتر دیده می‌شود. این لایه برای معماری دوران آینده خیلی واجد ارزش‌هایی برای مطالعه نخواهد بود کمااینکه در دوران قبلی نیز لزومی دیده نمی‌شد که معماری مسکن مهر را معماری به حساب بیاوریم. در آن زمان معماری فقط پل طبیعت، خانه شریفی‌ها و ویلاهای خوش ساخت برنده شده در مسابقهٔ جایزهٔ معمار بود. به بقیهٔ ساخته شده‌ها می‌گفتند «بسازبفروشی» و خود را از پرداختن به آن معاف می‌کردند.

لایهٔ ثروتمند

وضعیت برای لایهٔ ثروتمند جامعه همچون لایهٔ فقیر تکرار می‌شود. محصولات رشد تکنیکی که الان متعلق به لایهٔ میانی و در اختیار آن است به صورت مصرفی در اختیار آنان قرار می‌گیرد. خوشبختانه ساختمان‌های نئوکلاسیک دیگر طراحی و دیده نمی‌شوند –چون هرکسی ساختمان خودش را طراحی کرده- و بازار معماران سودجو خواهد خوابید و نیاز به طراحی به سبک نمای رومی یا تمام سنتی ایرانی -که در دوران قبلی ساخته می‌شد و عده‌ای بر روی آن تزها می‌بافتند- نیست. بناهای به این سبک اینک نه در تقلیدی مصرفی که در یک عینیت یک‌به‌یک در دسترس آن‌ها قرار می‌گیرد. بناهای فاخر را برای شمای ثروتمند در یک گنجینهٔ کامپیوتری نگه داشته‌اند و صرفاً با انتخاب آن‌ها می‌توانید خیلی سریع در کاخ ورسای یا در خانهٔ بروجردی‌ها باشید.

هدف از نوشتن این مطلب بیش از هر چیز یک تمرین داستانی و در مرتبهٔ بعد یک تلاش برای نقد رویکرد تاریخ‌پژوهی حال حاضر در دانشگاه‌های ایران بود، اینکه حداقل با یک فرض داستانی –به‌سربُردن در آیندهٔ ایران- به نقد معماری معاصر (یا کنونی) خویش بپردازیم. حالا که من جرأت روبرو شدن به معاصر خویش در قالب‌های علمی و دانشگاهی ندارم بگذارید داستان آن را بگویم.

بهنام سلطانی

هیچ نظری وجود ندارد