بافت تاریخی امامزاده یحیی

روز نهم فروردین را به دیدار از «گذر امامزاده یحیی» اختصاص دادیم. به سمت چهارراه سیروس که کمی پایین‌تر از میدان بهارستان است رفتیم. در نزدیکی چهارراه سیروس ترافیک شدید بود و خیابان‌های اطراف را بسته بودند تا سنگفرش کنند. گویا موج سنگفرش‌کردن بسیاری از خیابان‌ها و کوچه‌ها در تهران به‌راه افتاده است. از چهارراه سیروس به سمت شرق در خیابان پانزده خرداد رفتیم. وارد کوچۀ امام‌زاده یحیی شدیم. چندقدم جلوتر به امام‌زاده یحیی رسیدیم. درون حیاط امامزاده، یکی از قدیمی‌ترین چنارهای ایران قرار دارد که دارای ٩٠٠ سال عمر و ٧ متر قطر است. بنای قدیمی این امامزاده شامل برج خشتی هشت‌ضلعی متعلق به قرن هفتم هجری است که یک گنبد آجری دوازده ضلعی هرمی شکل بر بالای آن است. این گنبد در دورۀ قاجار کاشی‌کاری شده است. فضای داخلی آن تماماٌ آینه‌کاری بود و بر روی درب قدیمی آن نام معمار بنا که فردی به نام «دیو حسن» بوده، نوشته شده بود.


روبروی امامزاده یحیی، «سرای کاظمی» قرار دارد. این بنا متعلق به سیداحمدخان کاظمی است. به نوشتۀ اعتمادالسلطنه، سید احمدخان کاظمی، مستوفی اصطبل مبارکۀ ناصرالدین شاه بوده است. سرای کاظمی توسط شهرداری خریداری و تبدیل به موزۀ تهران قدیم شده است. این عمارت جزو اندک بناهای دارای بادگیر در تهران است و دو حیاط اندرونی و بیرونی دارد. راه ارتباط این دو حیاط از طریق دو دالان در اطراف تالار است. تالار حدود یک‌متر و نیم از سطح حیاط بالاتر است. آب‌انبار، مطبخ و فضاهای جانبی هم‌سطح با حیاط هستند و در حال حاضر هرکدام از فضاها را به یک قسمت اختصاص داده‌اند؛ مثلاً ارسی آن محل نمایش عکس‌های قدیمی تهران شده و مطبخش موزۀ مردم شناسی. تنها عامل مزاحم سِنی بود که در حیاط بیرونی بنا قرار داده شده بود و با صدای بسیار بلند آهنگ پخش می‌کرد یا برای کودکان نمایش حاجی فیروز اجرا می‌شد.

پس از بازدید از سرای کاظمی در کوچۀ امامزاده یحیی –که آن را هم داشتند سنگفرش می‌کردند- پس از گذر از چند مغازه، به «حمام نواب» رسیدیم. این حمام از آن جهت که محل فیلمبرداری فیلم «قیصر» بوده، بسیار مشهور و محبوب است. و بنابراین بیشترین سوالاتی که از راهنماها می‌شد این بود که در فلان صحنه قیصر کجا ایستاده بود یا صحنۀ قتل در کدام قسمت فیلمبرداری شده. این حمام متعلق به دورۀ قاجار بوده و توسط دختران فردی به نام نواب ساخته شده و تا سال ١٣٨١ به عنوان حمام استفاده می‌شده ولی از آن سال به بعد توسط شهرداری خریداری و تبدیل به موزه شده است.

مقصد بعدی خانۀ دبیرالملک بود که به خانۀ فراغت تغییر نام داده است. اما در میان راه چشممان به درب یک خانۀ قدیمی افتاد که باز بود و بوی غذا از آن می‌آمد. این مکان خانۀ فخرالملوک بود که پس از مرمت به رستوران تبدیل شده بود. خانۀ کوچکی بود و تقریباً تمامی قسمت‌های آن را برای کاربری رستوران تغییر داده بودند به جز فضای شاه‌نشین که دارای آینه‌کاری و گچ‌کاری بود و به افرادی که در انتظار آماده شدن غذا بودند پیشنهاد می‌شد که در این قسمت از خود عکس بگیرند.

خانۀ فراغت یا همان خانۀ دبیرالملک چند کوچه آنطرف‌تر بود. محیط خانه بسیار شلوغ و پر از آدم بود. این عمارت متعلق به میرزا محمدحسین‌خان فراهانی، ملقب به دبیرالملک بود، وی مدت چند سال منشی امیرکبیر بوده و همچنین رساله‌ای انتقادی در سال ١٢٧٨ه.ق نگاشته است. این عمارت دارای دو حیاط بیرونی و اندرونی طویل است. حیاط بیرونی به ابعاد ۵*١۵متر و حیاط اندرونی ١۵*٣٠متر است. در دیواره‌های حیاط قاب‌بندی‌هایی با قوس‌های نیمدایره وجود دارد. پلکان دو طرفه‌ای راه ورود به ایوان و فضاهای اصلی را تشکیل می‌داد. با تبدیل این عمارت به خانۀ فراغت تهران، فضاهای درونی آن به فضاهای جالبی تقسیم شده‌ از جمله فضایی به ابعاد حدوداً یک مترمربع که نام اتاق تنهایی برآن نهاده بودند، یا اتاقی کوچک با دو صندلی به‌عنوانِ اتاق سینما. میان خانه‌های این محله شاید این عمارت از سرزندگی و هیجان بیشتری برخوردار بود.

خانۀ قوام‌الدوله نیز در همان نزدیکی بود که متاسفانه حتّی با وجودِ داشتن کارت گردشگری مورد تایید میراث‌فرهنگی نیز اجازۀ ورود و بازدید از آن میسر نشد. علاوه‌بر عمارت‌های نامبرده، در این محل می‌توان از خانۀ نصیرالدوله، خانۀ آیت‌الله مدرس و مسجد و مدرسۀ معمارباشی نیز دیدن کرد.

یاسمین نعمت‌اللهی

هیچ نظری وجود ندارد